Monday, April 10, 2006

حرف آخر

چرا ازين شرایط  ۷ ماده ای عصبانيم؟سوالی که نگاه پرسيدو جوابش کمی به تامل واداشتم.واقعيت اينه که درين مرزو بوم -به خصوص بعد از انقلاب- حقوق حقه زنان علناناديده گرفته شده.طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی زنان در عرصه عمومی حق ندارند رهبر،رييس جمهور،قاضی يا عضو مجلس خبرگان بشن،در عرصه قوانين جزايی ديه نصف مرد،شهادت ناقص،نداشتن حق طلاق و حق حضانت و...به اضافه ده ها قانون نوشته و نانوشته ديگه که ناعادلانه بر نيمی از جمعيت اين سرزمين تحميل شده و جو غير قابل تحملی رو به وجود آورده.در کشوری که بخش اعظم شهروندانش شهروند درجه دو محسوب ميشن و خواص حکومت بر جان و مال ناموس عوام مسلطند ميشه درک کرد که جنس دوم شهروندان درجه دو بودن چه احساس تلخيه.پس اين وضع بايد بايد تغيير کنه،تا اينجا هيچ اختلافی نيست.اما چيزهايی ازنوع اين طرح ۷ ماده ای فقط بد دفاع کردن از چيز خوبيه که در موردش اختلافی نيست.کاش سردمداران راديکال فمنيسم باور کنند بدون همراهی نيمه مردانه جامعه و بدون همدلی اونا برای تغيير هيچ اتفاق مهمی رخ نميده و يا لااقل بدون هزينه های دردناک اتفاق نميفته.دفاع از حقوق زنان نبايد تبديل به مردستيزی مهلکی بشه که در اين نوشته های حضرات به چشم ميخوره.تو اين ماتمکده داره به همه ما اعم از زن ومرد کمتر يا بيشتر ظلم ميشه،با اين حرف های سطحی اختلاف ايجاد نکنيم.به عنوان آدمی که صابون دادگاه های خانواده در جمهوری اسلامی به تنش خورده صادقانه ميگم به انسان و شرافتش داره توهين ميشه.انقدر زن و مرد رو به رخ هم نکشيم کمی هم به انسان و انسان بودن ورای جنسيت فکر کنيم و ايمان بياريم

پی نوشت:اگر خواستيد ميتونين اينجا با ديدگاه های طراحان و موافقين آشنا شيد

20 comments:

  1. با اين حرف که همه با هم بايد برای دنيای بهتر تلاش کنيم موافقم . تا وقتی که دو دستگی زن و مرد رو در جامعه داريم به جايی نمي رسيم . اوضاع روز به روز هم بدتر ميشه که بهتر نمی شه .

    ReplyDelete
  2. سلام به امير عزيز/ بگذاریم زنان خو دشان با تلاش و کسب علم و آگاهی جلو بيفتندو با شناخت از ميزان حقوقشان »مطالبه ی آن را هم پيگيری کنند. ولی دغدغه ی شما را می پذيرم . خوشحال شدم از ديدنت دوست خوبم جاری از عشق باشی. با يک شعر به روزم و منتظر

    ReplyDelete
  3. سلام سال نو مبارک!
    ميدونی امير بحث در مورد زن با يک مرد و با ديدی مردانه همونقدر خستم ميکنه که بحث در مرد سياست با ادمی که ميدونی مرغش يه پا دارد
    تو رو خدا برگرد حرفهاتو  يه دور ديگه بخون
    تنها چيزی که ازش بر نميياد انصاف است ان هم ورای جنسيت!

    ReplyDelete
  4. وقتی داری در مورد طلاق وو مهريه و حق فلان و بهمان صحبت ميکنی بايد قبل همه اينا به ياد  داشته باشی که مفهمو زندگی مشترک طنابی نيست که به زور بخوای دونفر را کنار هم نگه داری اعم از زن يا مزدش
    باقی موندن تو هيچ زندگی  به صرف اين قوانين قشنگ نيست و تو مفهموم رهايی و با هم بودنو هنوز نميدونی
    بحث در مورد زندگی دو ادمه در کنار هم نه زن به تنهايی
    مرد به تنهايی
    تو حقهايی رو ازنظر خودت از زن ميگيری از مزدم ميگيری اخه
    فيلی که ياد هندوستان کنه به زور طناب که نميشه نگهش داشت
    ميخواد نر باشه
    ميخواد ماده
    بايد بره!
    ابدا ديدت ديد منصفانهای نيست
    رد پای تجربه توش زياده!

    ReplyDelete
  5. هر دم از اين باغ بری می رسد امير جان ...

    ReplyDelete
  6. آخر حرف رو با اين حرف آخر گفتی... آقا ما هم موافقيم ۲۰۰ درصد...

    ReplyDelete
  7. خوب... من يه کم دير رسيدم و کلی ور دارم که بزنم. خوب... سعی می‌کنم بند بند برم جلو: ۱ـ من هم به بند يک معتقدم تا جايی که بحث مهريه پيش نياد. چون اينجوری هر خانوم خانومهايی مياد يه دکون درست می‌کنه و هی عقد و هی طلاق تا الی ماشاالله. سر دو نفر رو هم کيسه کنه نونش تو روغنه. ۲ـ بند دو هم به نظر منطقی مياد. من شخصآ در اين مورد وکالت بلاعزل دادم چون به‌ش معتقد بودم. (البته شايد اگه طرفم کس ديگه‌ای بود اين کار رو نمي‌کردم ولی از نگاه حقوقی به اين معتقدم که نبايد منعی در اين مورد وجود داشته باشه). ۳ـ به اين بند هم معتقدم ولی به نظرم اومدن همچين جمله‌ای به عنوان قانون٬ مسايل رو يه کمکی پيچيده می‌کنه. در واقع به نظر من باید قانونی که محل تحصیل زن رو محدود می‌کنه برداشته. مشکل اين بند اينه که حق اضافه‌ای رو به زن می‌ده که مرد ازش محرومه و اون داشتن يک بند قانونی‌ه. اين باعث می‌شه طرفين به جای همفکری و تصميم دو نفره٬ يا دچار اختلاف شديد بين خودشون می‌شن يا دچار زن محوری (در برابر همفکر و هم‌رای‌ی)

    ReplyDelete
  8. اين خط اخر همه اون چيزی بود که من ميخواستم بگم... در واقع فمينيست هم نبايد چيزی باشه جز اين... يعنی فمينيست دفاع از حقوق زنه زمانی که پايمال ميشه و اين حقوق ميتونه همين برابري مرد و زن باشه که خيلی جاها نيست... ولی امير جان بيا يه چيزی رو بپذيريم... جايی که حقوق کسی پايمال ميشه... اگر کسی برای گرفتن حقش بلند بشه...حرفی بزنه مسلما کسانی که حقوقش رو زير پا گذاشتند صداشون در مياد به مخالفت بلند ميشن و اونوقت جواب اين مخالفتها رو که ميدی ميشه مرد ستيزی... اگر تو جامعه ای اين جا بيفته که زن و مرد حق و حقوقی مساوی دارند و همه هم رعايتش کنند ديگه مشکلی نيست...فمينيست هم همين رو ميخواد قطعا... اما وقتی نميشه... فمينيست شکل مرد ستيزی به خودش ميگيره...

    ReplyDelete
  9. مرجان. خ.نApril 10, 2006 at 7:46 AM

    به اميد اون روز! که فکر نکنم در ايران اونقدر ها نزديک باشه... بعد از مدت هاست که به بلاگت اومدم امير جان.. دلارام باشی.

    ReplyDelete
  10. من از اين بحث خسته شدم.نظر نمی دم.

    ReplyDelete
  11. مثل آب برای شکلاتApril 10, 2006 at 8:47 AM

    دست بر قضا منم عصبانيم.جالبه تا اين شرايط گفته نشه کسی يادش نمياد «درين مرزو بوم -به خصوص بعد از انقلاب-حقوق حقه زنان علناناديده گرفته شده».وقتی هم که گفته ميشه همه يه دور تسبيح ايراد و اشکال دارن بهش بگيرن.

    ReplyDelete
  12. نظر منو خيال ميکنم ميدونی. ديگه حرف نزنم بهتر است. راستش با آلن هم موافقم.

    ReplyDelete
  13. ۴ـ توی اين بند٬ عبارت «هر شغل» می‌تونه مشکل‌ساز باشه. همچنين موظف کردن مرد به اجازه دادن. به نظر من همونطور که ممکنه يه زن به مردش اجازه‌ی داشتن «هر شغل» در «هر جا» رو نده٬ مرد هم ممکنه نتونه اين کار رو بکنه و نتيجه چيزی نباشه جز طلاق. در واقع درسته که قانون بی‌رحمه ولی نبايد بی‌رحمانه باشه و همه‌چيز رو به طلاق منتهی کنه. شايد اگه جمله به اين صورت باشه بهتر باشه: « زوج و زوجه حق دارند هر به هر شغلی در عرف آبرو مندانه باشد مشغول شوند (تسخيص آبرومندانه بودن با دادگاه است)» ۵ـ اين بند٬ صرف نظر از درستی يا نادرستی‌ش٬ از طرفی آمار ازدواج رو به شدت پايين مياره و از طرف ديگه آمار طلاق رو به شدت بالا می‌بره. مشکل ديگه‌ای که (مخصوصآ توی ایران) داره اينه که صرف نظر از اين که چه کسی تقاضای طلاق داده٬ معمولآ اين مَرده که متضرر می‌شه. بنا براين تا حدود زيادی غير عادلانه است مگر اينکه شرايط کاری خانواده‌ی ايرانی هم مثل خانواده‌ی آمريکايی بشه يعنی هر دو نفر هم توی خونه کار کنن و هم بيرون خونه و البته با حقوقهای تقريبآ برابر. (با اين حرف خودم اصلآ موافق نيستم!!! ولی بايد راه بر سوء استفاده‌ی زنان فرصت‌طلب هم گرفته بشه)

    ReplyDelete
  14. ۶ـ اين يکی ديگه واقعآ احمقانه است. يعنی مرد بشينه ببينه ميل ملوکانه‌ی خانوم به کجا تمايل پيدا می کنه و هر جا ايشون گفتن برن. خوب اين چه فرقی می‌کنه با زمانی که مرد تصميم‌گيرنده باشه؟ قراره نقشهای ناعادلانه جابجا بشن يا عادلانه تر؟ ۷ـ در باره‌ی حضانت هم باز مثل بند قبلی٬ فقط حقوق ناعادلانه جابجا شدن. به نظر من هم بايد دادگاه٬ حضانت رو به اصلح بده با ارجحيت مادر.

    ReplyDelete
  15. فاجعه اين قانون های نوشته يا نا نوشته نيست امیر...اينا همش حرفه ...ميتونم شرط ببندم تو هم نمی دونی دوم بودن يعنی چی...مطمئنم نمی دونی آرزوی يه پياده روی آروم و تنهايی با سر بالا گرفته و خيال راحت و قدم های آسوده يعنی چی؟؟؟من ميگم آرزو..در صورتی که احتمالا تو هر روز بعد از کار روزانه تجربش ميکنی...

    ReplyDelete
  16. شايد حق با تو باشه الهام جان ولی حتی چاره اين مشکلات هم شرايطی ازين دست نيست!

    ReplyDelete
  17. سلام آقا امير ! من نميخوام اين ۷ طرح رو تاييد کنم اما خودتون خوب ميدونيد که در حال حاضر اکثر قوانين به نفع آقايون هست و ساليان ساله که داره به زن ها ظلم ميشه و هيچ کس حق اعتراض نداشته!چرا تا قبل دادن اين طرها کسی نيومد بگه دارن در حق زن بی انصافی ميکنن و کارشون غير انسانی بوده؟ اما تا اين چند طرح بيان شده نتونستيد يه کم تحمل کنيد و زود اعتراضتونو اعلام کرديد؟ فقط تو رو خدا اعتراف کنيد که ما زنها چقدر صبوريم و از خود گذشته که اين همه سال هر بی حرمتی که در حقمون روا داشتن تحمل کرديم!!!!

    ReplyDelete
  18. به اميد روزی که همه قوانين در هر مرحله ای برای زن و مرد برابر باشه.اما هيچ کجای دنيا همه چيز برابر نبوده.(حيف)

    ReplyDelete
  19. من نميدونم واقعا تو به چی فکر ميکنی من و تو از ابتدا با هم مشکل داريم تو رو شستشو ی مغزی دادنيعنی چی قبل از انقلاب به حقوق زنها اهميت ميدادن . نه داداش من تو مثل اينکه سرت تکنو ميزنه . هميشه ودر همه عصر وقتی تمايلات مذهبی و در يک نسل از مردم يک کشور به اوج ميرسه . کج فهمی دينی باعث ناديده گرفتن حقوق زنها ميشه .و عکس همين هم صدق ميکنه

    ReplyDelete
  20. پست های قبلی رو خوندم .... باور من اينه که اين خانه از پای بست ويران است .... قوانين همه مسخره است يعنی بر پايه عدالت نيست همين ~ ! اينکه يه حقی رو از يکی بگيری بدی دست اون يکی مثه اين می مونه که دو تا بچه باشند و يه بسته بيسکوييت و مامان و بابای بچه ها عقلشون قد نده که می شه اونو تقسيم بر دو کرد !!

    معلوم نيستم که در دنيای ۶۰ سال پيش زندگی می کنيم يا نه الان ! برای اين سه پست آخر حرفهاي بسياری می شه زد اما چه فايد ملت ما حکم تماشاچی های يه مسابقه هيجان انگيز رو دارند که مثه ماست رو صندلی ميخکوب شدند ! اين تحولات و تغييرات هم حکم قاقا لی لی رو واسه بچه ها !

    ReplyDelete