Saturday, April 8, 2006

ما شکست خوردگان قادسيه ۲

۱-بند يک داره ميگه که مرد حق طلاق رو رسما به زن بده در حالی که اون در عين اينکه هر وقت دلش خواست ضمن اقدام به جدايی حتی بتونه رسما مهريش رو دريافت کنه.اين از نظر من يعنی خوردن توامان چوب وپياز.منصفانست که حق طلاق با هر دوطرف باشه ولی به نظرم دريافت مهريه ديگه محملی اين وسط نداره.


۲-اگر کسی فيلش ياد هندستون کرد و يهو تصميم گرفت بذاره بره خارج،تکليف زندگی مشترک و غيره و غيره چی ميشه؟موافقم که کسی رو نميشه به زور تو چهار چوب مشترک نگه داشت اماآشفتگی تا اين حد هم ديگه محمل نداره.من بجاش موافقم که مرد هم برای خروج از کشور لازم باشه اجازه همسرش رو ارايه کنه تا راه به سو استفاده تا يه جايی بسته شه.


۳-بند سهبايد توافقی باشه که دونفر قبل از شروع زندگی مشترک با هم انجام بدن.تا اونجا که به من بر ميگرده نه خودم حاضرم خانوادم رو برای تحصيل ول کنم برم يه شهر ديگه و نه دلم ميخواد همسرم اين کارو بکنه.


۴-من شخصا موافق کار کردن خانم هاهستم اما اون قيدهر شغلی و هر کجا اصلا صورت مساله رو عوض ميکنه.خانمها منصفانه بفرماييد خودتون حاضريد همسرتون هر شغلی و درهر کجا داشته باشه؟يه ذره انصاف هر از چند گاهی بد نيست!


۵-اين بند تقسيم اموال مصداق واقعی ستمه.اگر در تمام طول زندگی مشترک خانم مهمانی رفت و فروغ خوند و قهوه خورد و سيگار دود کرد بعد يهو به اين نتيجه رسيد که بايد جدا شه تا آزاد باشه مرد مادر مرده که تمام وقت جون کنده بايد نصف اموالشو به اسم ايشون کنه؟بعد اونوقت چرا؟من که به چراييش فکر ميکنم به جای طراحان اين سند درخشان حقوقی خجالت ميکشم!


۶-جان مادرتون چرا بايد اين حق منحصرا با زوجه باشه؟مسکن و محل زندگی مگه بين اين دو نفر مشترک نيست پس چرا بايد منحصرا خانم در موردش تصميم بگيره؟


۷-اگه اون شش بند قبلی صرفا غير منصفانه بودن اين بند آخر غير انسانيه.انحصار حضانت فرزند با مادر يعنی ناديده گرفتن کامل حقوق انسانی،که جرمش مرد بودنه.حضرات مثلا فمنيست!پس پدر چی ميشه؟يعنی مادر تحت هر شرايطی بايد حضانت بچه رو بدون توجه به شرايط مالی،اخلاقی و صلاحيت عهده دار بشه؟خوب اين چه فرقی داره باقانون مزخرف حالا که حضانت رو تحت هر شرايطی به پدر ميده؟هر دوی اين حالت ها غير انسانين.حضانت نبايد بر مبنای جنسيت باشه عليامخدرات!


نتيجه منطقی:فرض حضرات اينه که مرد بالذات شرور و بده و زن ذاتا مقدس و خوب و بايد با قانون گذاری چنان کرد که اون موجود پليد نتونه به اين چکيده پاکی آسيب برسونه.اگر اين اسمش مرد ستيزی نيست پس چيه؟انگار فمنيسم ايرانی هم چهار نعل داره به سمت شبه فمنيسمی مضحک حرکت ميکنه.واقعا متاسفم خانم ها! 

67 comments:

  1. اگه مشت کم آورديا مال منم هست! گره کرده، کوبنده و آماده برای نواختن به دهان استکبار جهانی و امثالهم. تمه.

    ReplyDelete
  2. بازم مصرانه تقاضا ميکنم که کم نياريا، بزن سينقولشونو قِيطون کن.

    ReplyDelete
  3. اصلا ميدونی ماجرای اين فيمينيسم چيه؟ اين زنايی که کمبود داشتند اومدند يه همچين چيزی برا خودشون درست کردند که نگن مشکل از خودشونه، بگن به خاطر مرداست وگر نه برو اين زنای موفق رو ببين( هر چند که خودت استادی) اصلا اين حرفا رو قبول ندارند.

    ReplyDelete
  4. اين قسمتشو يادم رفت بگم که اون زنای موفق اگه به هر دليلی حقشونم ضايع شده بود به جای حرف زدن رفتند جفت پا ايستادند و حقشون گرفتند. خيلی هم خوب ميدونستند که بعضی تفوتهای عاطفي، فيزيکی، روحی و غيره خود به خود باعث ميشه تا در جامعه يه تفاوتهايی بين زن و مرد به وجود مياد و بازم ميدونستند که تساوی بين زنو مرد معنيش اين نيست که هر اين ميکنه اونم بکنه چون کاملا واضحه که نه به نفع خودشه نه به نفع خانوادشه و نه به نفع جامعش.

    ReplyDelete
  5. چقدر اظهار فضل کردم. خوبه هيچی هم حاليم نيست.؛. راستی يادمه يه بار باهات شوخی کردم که کمی هم تند بود، از اون به بعد هم ديگه پيش من نيومدی، به خاطر اون شوخيه بود؟

    ReplyDelete
  6. سلام!برباد عزيز من حساب کسايی که واقعا برای احقاق حقوق زنان تلاش ميکنن رو ازين مرد ستيزی های سخيف جدا ميکنم.اسم اين کار ها رو ميذارم شبه فمنيسم ايراني.اصلا يادم نمياد اون شوخی چی بود.خدمت ميرسم قربان

    ReplyDelete
  7. خوب اولا اصلا ببينيم اين پيشنهادات گنجونده ميشه بعد ! چون انقد مرد نماينده و قاضی و فلان و فلان دارم که خودشون اول از همه با تمام بنداش مخالفت نميکنن!! اين يه مورد بسپر دست دولت! // بعد هم اينکه تا اونجا که من ميدونم در مورد بند اول يه گزاره شرطيه!‌ از همون نظام قديميا ! همون اگر پ انگاه کيو! يعنی داشتن حق طلاق منجر به حداقل مهريه ميشه .. از اون گزاره های دو طرفه هم هست! لازم و کافی!

    ReplyDelete
  8. مخلفت نميکنن = مخالفت ميکنن(اشتباه چاپی!)

    ReplyDelete
  9. بند يک را موافقم  اما بدون اخذ مهريه. و اصولن در اصلاحاتی که بايد انجام شود مهريه معنايی نخواهد داشت. اگر اصل را بر برابری قرار باشد بگذاريم خود مهريه زير سوال است چه برسد به اخذ يا بذل آن. / بند دو را موافقم. / بند سه را موافقم / بند چهار را موافقم چون بستگی به عقل زوجه دارد که کجا کار ميکند. بنا بر اين دقت نظر در ميزان عقل زوجه هنگام ازدواج اين مشکل که زوجه ممکن است جای نا مناسبی کار کند را منتفی ميکند ! (و بالعکس) / در مورد پنجم باید اضافه شود که در صورت شاغل بودن هر دو نفر زوج و زوجه در مدت ازدواج، میزان دارایی بدست آمده بعد از ازدواج تقسیم شود./  مورد ششم باید با توافق هر دو طرف باشد/ تکليف مورد هفتم را هم با توجه به شرايط مالی و سلامت روحی والدين بايد دادگاه تعيين کند.///حالا منبع فهرست پيشنهادی معتبر هست يانه؟

    ReplyDelete
  10. امير !من در عجبم که چرا حضرات حق اعدام را از زنان گرفتند.چه معنی داره که زن نتونه مردشو که ازش ديگه خوشش نمی ياد بکشه؟

    ReplyDelete
  11. نظر منو که درباره اين می دونی.فقط در يک مورد نظر ميدم خودت حديث مفصل بخوان از اين مجمل...اينکه اون قانون تقسيم اموال بعد از ازدواج مطرح شد .داستان داره و در آمريکا سابقا اگر ازدواجی به طلاق می رسيد .نصف مال مرد به زن می رسيد (حتی اگر ارث پدری مرد بوده باشه ).و چون اين باعث عدم تمايل مردا برای ازدواج شد که از نظر جامعه شناسی ازدواج و خانواده رکن جامعه .پس به فکر راه حل گشتند و قانونی به اجرا گذاشتند که <مالی که مرد بعد از ازدواج با همکاری و تلاش مرد وزن به دست ميآورد نصف نصف می باشد> .من در اين مورد اطلاق موثق دارم.می دونی همه خانواده پدری ام در  سرزمين شيطان بزرگ زندگی می کنند و در همين خاندان دو مورد طلاق بوده که يکيش در زمان قانون قبلی و اون يکی در زمان قانون فعلی بوده. غرض از اين سر در آوردن اينکه اينم که کپی ناقص از اونه. البته کپی ايرونيش با غيظ و جبران کينه های قرون

    ReplyDelete
  12. راستی هر گونه اتهام زن ستيزی ٬دشمنی با حقوق زنان و زايمان را کتمان می کنم و جدا به آزادی زنان و برابری حقوق زنان معتقدم.اما از اينکه به بهانه آزادی و برابری حقوق و اعتراض به شرايط نا براير٬ قوانين نا برابر تری می گذارند يکم به صداقت افراد شک می کنم.

    ReplyDelete
  13. با تمام نظراتی که اون کميته پيشنهاد داده ....... با همه بندهاش موافقه  موافقم ........مساله حوق زنان ايرانی را بايد در کليت و در سطح جامعه و نه در مقطع خاص بل در جريان تاريخی اون ديد ........... البته مسله  حقوق زنان بعنوان نيمه ای از تاريخ انسان تنها در گرو حل کلی و نهائی مشکلات جامعه است ... هرچند که اينجا و آنجا کم کم در ميان روشنفکران و داعيان جامعه نو  آتی نمونه های جالب اما منفردی از اين نوع مناسبات را بين زن و مرد شاهديم که کافی نيست ..... و تنها با حل معضلات و مشکلات جامعه ما حل خواهد شد و انسان ايرانی (اعم از زن و یا مرد‌ ) به آن چيزی که شايسته  آن است خواهد رسيد ........متاسفم که نظر مخالف و دور از انتظاری داشتم .......;)

    ReplyDelete
  14. می بینم که آقایون همه جمعند و همه هنرمند ماشالله. اول اینکه کامنتی که برای پست قبل گذاشتم صرفا در جهت حال دادن به برادر عزیز تر از جانم بود و اینکه اصلا تو مرام ما نیست رو حرف خان داداشها حرف بیاریم. هان؟! آره.

    ReplyDelete
  15. دوم من تا بند سه حرفهایی که زدی موافقم به نظرم تا اینجا پیشنهادهای تو منصفانه تره اما بند چهار: من یعنی زن حتا اگر رضایت به شغل همسرم نداشته باشم بازم آنچه به جایی نمی رسد فریاد من است چون ایشان یعنی مرد می توانند تصمیم بگیرند که من کجا کی با کی کار کنم من فقط می توانم در مورد کار ایشان در جمعهای زنانه مادر و خواهر و خالقزیها شکایت کنم ( این چیزی که من بهش می گم شکایت همون چیزی که شما آقایونها بهش می گید غرغر) . چطوره در این مورد هم با هم توافق کنند یعنی هردو حق اظهار نظر داشته باشند. بند پنج :حالا امیر جان خان اگر خانمی پابه پای همسرش جان کند و زندگی ساخت و بعد آقا قالش گذاشت و رفت و ماند بدون هیچ آن وقت شما کجایید... حرف تو درست اما درستی حرف تو درستی حرف منو نقض نمی کنه می کنه؟!باید یه فکر دیگه به حال این بند کرد... عجیب اینکه در مورد بند 6 و 7 هم باهات موافقم. درضمن انقدر از فروغ  سو استفاده نکن. می شه فروغ خوند مهمونی رفت قهوه خورد اما به زندگی هم پایبند بود اینها نشانه وظیفه نشناسی زن نیست این هزار بار.

    ReplyDelete
  16. من هم قويا ميدونم که ميشه هم قهوه خورد،هم فروغ خوند،هم...و زندگی هم کرد ولی صرف اون کارا اسمش زندگی نيست

    ReplyDelete
  17. ای بابا
    اين حق زن و مرد تو زندگی مشترک واقعا چيز مزخرفيه... يعنی وقتی پايه و اساس يه زندگی بشه يه سری قواعد اونم قواعدی که مثلا توافقيه و هيچ اصولی پشتش نيست... مزخرفترين کار دنياس... اينو بهش نميگن زندگی ميگن معامله پاياپای... جدا اگه کسی تو زندگی کارش به حساب کتاب و حق وحقوق رسيد بايد بره رسما بميره... چون تا زمانيکه چيز ديگه ای بر زندگی حاکمه به اسم احترام واعتماد٬ نه حقی از بين ميره که کسی بخواد داد بزنه... نه اصلا چيزی به اين معنا وجود داره

    ReplyDelete
  18. امير جان من ديروز در مورد اين بيانيه متنی نوشتم که هنوز آپش نکردم اما حرف های تو، بايد بگم تا همين امروز که عين اين حقوق که اين زن های بدبخت ايرانی خواستارش شدن مال مرد بوده و هست چرا شما آقايون عدالت خواه!! دم نزديد عادلانه نيست، انسانی نيست، فلان و بهمان است؟ اما الان که منافعتون به خطر افتاده عدالت خواه شديد!؟ از ديد من اين حق براي مردانی که تا ديروز اين بيانيه دم نميزدند که قوانين سابق بيرحمانه است، محفوظ نيست. فقط خانم ها ميتونند بگن عادلانه است يا نه و مردانی که تا قبل اين بيانيه سعی در برابری حقوق زنان با مردان داشتند. موفق باشی رفيق ببخش کمی زيادی جدی شدم.

    ReplyDelete
  19. من هميشه و همه جا در مورد حقوق زنان و ناعادلانه بودن قوانين فعليمون حرف زدم يا نوشتم شهرزاد جان در عين حال خوش بينانه ترين اسمی که ميشه روی اين حرف گذاشت تبعيض مثبته و بيا قبول کنيم تبعيض مثبت خودش يه پارادوکس تحقير آميز بيشتر نيست

    ReplyDelete
  20. اين تکه به خطر افتادن منافع هم شاهکاره...

    ReplyDelete
  21. پدر(نم نم)April 9, 2006 at 8:35 AM

    ما مردان هميشه مظلوميم...اين سياست خانمهاست که خودشون رو هميشه مظلوم نشون می‌دن!

    ReplyDelete
  22. ردپاي ايامApril 9, 2006 at 8:53 AM

    نگفتم دور ورميدارن ؟ ............. وقتی زندگی کارش به اين بحثا بکشه ديگه خودبه خود فاتحه ش خونده ست ، ....... کلهم با اين خط و نشون کشيدن ها موافق نيستم ! زندگی هم يه جور رفاقته بين دو نفر ، این شکلی حساب کتاب کردن و حد ومرز تعيين براش حسش رو میپرونه !

    ReplyDelete
  23. معذرت می خوام امير اما مخالفتت با بند ۵ شاخ من رو دراورده . ايضا تو هم مثل خيلی از مردا فکر می کنی مالی که مرد بعد ازدواج بدست مياره فقط مال خودشه ؟ و اون زن ( به فرض که خونه دار باشه ) که داره از صبح تا شب تو خونه امور حضرت اقا رو رتق و فتق می کنه هيچ نقشی در درامدش نداره ؟ حالا اینکه زن خودش شاغل باشه بماند ! باورم نميشه تو هم همچين تصوری داری .

    ReplyDelete
  24. در مورد بند يک خيلی باهات موافق نيستم . اصولا خودم معتقدم اين بندها بايد جانشين مهريه بشه . وگرنه راه برای سوءاستفاده باز می مونه ... اما البته اين مهعريه ای که در اين بند ذکر شده که لزوما کمرشکن نيست . از اونجايی که برای عقد دائم مهر لازمه مهريه می تونه يه شاخه گل باشه . اين ديگه مربوط به عروس و داماده که حواسشون به کاری که می کنند باشه .

    ReplyDelete
  25. اون موافق نيستم نبود مخالف نيستم بود . (:

    ReplyDelete
  26. بازم به همه اين اين رو اضافه می کنم که هر مردی ازاده هر زنی رو با هر ميزان مهری و هر نوع شروط ضمن عقدی انتخاب کنه . کسی نگفته مرد بايد اين قوانين رو بپذيره . اينا فقط راهيه که به زن پيشنهاد شده . کما اينکه من قطعا همه اش رو تو شرايط ازدواجم می گنجونم و طبعا مهريه نميگيرم و باز هم طبعا مردی رو انتخاب می کنم که با درک شرايط قانون مملکت حق خواستن اين شروط رو از طرف زنش به رسميت بشناسه . اين اختيار محضه و دليلی نداره باهاش اينهمه مخالفت کنی .

    ReplyDelete
  27. به اون مبحث آزادی و اسارت فکر ميکنم و نظرم رو بهت ميگم.به نظر قابليت بررسی مجدد رو داره.دلت خوش!

    ReplyDelete
  28. در مورد بند دو بايد بگم به نظر من اصولا انگار ذهن تو يه خرده اسارت پسنده ها داش امير . بپا . اخه از تويی که درباره عشق و زندگی مشترک اينهمه ارمانگرايی اين حرف بعيده . وقتی يکی ، مرد يا زن ، دلش بخواد زندگی رو ول کنه و بره اون زندگی ديگه چه ارزشی داره و اصولا کجاش مشترک حساب ميشه که تو می خوای به زور قانون حفظش کنی ؟؟؟ اون زندگی ديگه زندگی نيست . به زور هم طرف رو نگه داريم گندش از جای ديگه درمياد .

    ReplyDelete
  29. نگاه جان!بذاره بره و نصف اموال رو هم بگيره و مهريش رو هم بذاره اجرا يه ذره زور نداره؟

    ReplyDelete
  30. در مورد اموال من موافقم شرط کنند اگر مرد درخواست طلاق کرد اموال بعد از ازدواج بالمناصفه بدون توجه به توجه به شاغل بودن زن تقسيم شه.نظر من در مورد بند ۵ اينه نه اون برداشتی که تو داشتی!

    ReplyDelete
  31. افراط و تفريط تو هر کاری خوب نيست...

    ReplyDelete
  32. سوم اينکه بله . بايد توافق دو طرفه باشه . اما فرض کن حالا بعد ازدواج زنی دلش خواسته بره درس بخونه . فرض هم که شوهرش با چوب قانون نگهش داره اون زندگی ديگه چه ارزشی داره . اين نکته رو هم لطفا در نظر داشته باش مرد هم حق داره هر وقت بخواد طلاق بگيره . اگه نمی خواد زنش درس بخونه می تونند جدا شوند . صد البته بازهم ميگم به نظر من مهريه در اين قوانين جايی نداره . اما اون هم که زور نيست . ميشه اول ازدواج با مهريه بالا موافقت نکرد .

    ReplyDelete
  33. ۴ . خيلی لطف کردی امير جان که موافقی خانوما کار کنند . بيا اين رو اينطوری نگاه کنيم . فرض کن من می خوام مردی رو برای زندگی انتخاب کنم . می تونم چشمم رو باز کنم و مردی رو انتخاب نکنم که ممکنه بره قاچاقچی شه . حالا اگه اين اشتباه رو مرتکب شدم و شوهرم وسط زندگی خواست قاچاقچی شه می تونم ازش طلاق بگيرم . يعنی چی که هی اين با قانون اون رو محدود کنه و اون اين رو ؟؟؟ هر دوتا عاقل و بالغند و می تونند صلاح خودشون رو تشخيص بدهند . غير اينه ؟

    ReplyDelete
  34. بند ۶ البته ! حق با توئه . بايد هردو درباره اش تصميم بگيرند اما بايد صورت قانونی اش رو هم درنظر بگيری . الان تو قانون ما مرده که می تونه تصميم بگيره . بر اساس اين بندها مرد به نوعی به زن وکالت ميده که زن تصميم بگيره . من فکر می کنم دليل اينکه اين بند به اين صورت اورده شده اينه که ما در قوانين ازدواج در شروط ضمن عقد شرطی نداريم دال بر اينکه کسی کسی رو مجبور به زندگی در جايی نکنه . منظورم اينه که همين حقوق هم به درخواست مرد وارد قباله ميشه و تازه خيلی از محضردارها انجامش نميدن . وگرنه مطمئنا اگه منع قانونی نباشه فمنیستهای حقوقدان ما احمق نيستند که قوانين يه طرفه تبليغ کنند .

    ReplyDelete
  35. در مورد هفتم هم حق کاملا با توئه . بچه بايد پيش اونی باشه که به صلاحشه هرچند به نظر من ( فقط به نظر من ) در شرايط مساوی بين زن و مرد پيش مادر بودن به صلاح بچه است . اما چون اين رو نميشه ثابت کرد من ميگم بله . حق با توئه . اين هم ناشی از ضعف قانون ماست که دادگاهی مخصوص اين کار نداريم که بعد هر طلاق حضانت بچه رو به اصلح بسپره . اما بيا به اين قانون از اين ديد نگاه کن . دوستی دارم که حق طلاق داره اما حق حضانت بچه نداره . شوهرش هم يه عوضی واقعيه . بهش ميگه بچه ات رو بذار و برو . کدوم مادری می تونه بچه اش رو بذاره و بره . اونم تو اين مملکت که فردايی اگه پدر نذاره مادر بچه هاش رو ببينه دست زن به هيچ جا بند نيست . در واقع حق طلاق اين دوست من به هيچ دردی نمی خوره . اوهوم ؟

    ReplyDelete
  36. تو داری بدترين حالت يه زن رو در نظر می گيری در صورتی که به طور معمول ۱-خانوم ها علاقه ی کمتری به جدا شدن دارند با وجود تمام لحظه ای تصميم گرفتن  شون۲-باز هم خانوم ها خيلی کم تر پيش مياد که زندگی رو رها کنند به خاطررفتن به کشورهای متمدن۳و۴-ايظا حالت های قبل۵-آخه ممکنه يه زنی تمام طول زندگی ش رو فروغ خونده باشه و سيگار دود کرده باشه؟؟؟ببين من دارم از حالت های نزديک به نرمال حرف می زنم اما تو فقط يک معجزه در زن های مخصوصن ايرانی رو تشريح کردی!!! مردی که چشماش رو باز نکرده و هم چين زنی رو انتخاب کرده قبول کن که حق شه که اصلن سنگ سارش کنند:)

    ReplyDelete
  37. و اما امير جان . عيبش رو گفتی هنرش رو هم بگو . تو همون سايت اين مطلب تحت عنوان هفت سين زنان اومده بود و دقيقا زيرش مقاله ای بود با عنوان شروط ضمن عقد جايگزين مهريه ! من متوجه شدم تمام مشکل تو با قضيه مهريه است . ببين عزيز . فمنيستهای واقعی اصلا جزء اولين مخالفان مهريه هستند و اون رو نوعی فروختن زن می دونند . اکثرشون هم اين شروط رو به جای مهريه تو عقدنامه می گنجونند . من فکر می کنم تو اينا رو با يه پيش داوری ناگوار و در حين عصبانيت نوشتی . پيشنهاد می کنم بيشتر بررسی شون کنی .

    ReplyDelete
  38. در مجموع اين قوانين جز شماره ۶ و ۷ که حقی رو از مرد ميگيره و به زن ميده و اونم تا جايی که من مطالعه دارم ناشی از ضعف قوانين ماست و اينکه اضافه کردن جور ديگه اش به قباله ضمانت اجرايی نداره ، همه دارند حقی رو مساوی بين زن و مرد تقسيم می کنند و من نمی دونم تو ( اگر مساله مهريه رو کنار بذاريم ) چرا مخالفی ؟ اين قوانين ميخواد ازادی ای رو که مرد داره به زن هم بده اما تو ميگی نه . اسارتی رو که زن داره به مرد هم بديم !!! اخه چرا ؟ چرا فکر می کنی قوانين بايد طوری باشه که دو نفر رو مجبور به زندگی در کنار هم کنه ؟؟؟ حرف تو عين اينه که تا حالا زن می سوخت و می ساخت . حالا واسه اينکه برابر شوند کاری کنيم که مرد هم بسوزه و بسازه !!!!

    ReplyDelete
  39. اگر مهريه رو ازين شروط حذف کنيم فقط مشکل بند يک حل ميشه نه بقيه بند ها نگاه جان!

    ReplyDelete
  40. بابا مگه يادت رفته ما ملت افراط و تفريطيم...هميشه شعبون يه بارم رمضون!!!چی گفتم؟؟؟upam

    ReplyDelete
  41. ضمنا اگر اين شروط ما به ازای مهريه هستن پس اون اعم از بذل يا اخذ مهريه در انتهای بند يک يعنی چه؟

    ReplyDelete
  42. من بيشتر از عصبانی نااميدم از جريانی که خودش رو فمنيست ميدونه و برای دفاع از حقوق زنان ميخواد مرتکب ظلم مضاعف بشه.

    ReplyDelete
  43. در مورد اون بند ۵ هم منظورت رو فهميدم اما باز هم مخالفم . چرا فقط وقتی مرد تقاضای طلاق کرد بايد اموال نصف شه ؟ متاسفانه من فکر می کنم ايراد از ذهنيت تو درباره ازدواجه . ازدواج يعنی همه چی مشترک . حتی وقتی زن خونه داره ، در چرخه اقتصادی خانواده سهيمه . پولی که مرد در مياره پول خودش نيست . پول خانواده است . من خيلی متاسفم که تو تصوری غير اين داری .

    ReplyDelete
  44. من تجربه ناگوار دارم نگاه جان ولی اينا رو بخاطر انتقام گرفتن تجربه ناگوارم ننوشتم.شما که حرف رو به اين خوبی نقد ميکنی چکار به پيشينه گوينده حرف داری؟

    ReplyDelete
  45. امير عزيز . من کار به پيشينه ات ندارم . اون نقده چون من فکر می کنم اون تجربه در اين برخورد دخيله و بهت پيشنهاد می کنم سايه اش رو از روی تحليلت برداری . همين . ببخش اگه ناراحتت کردم .

    ReplyDelete
  46. تو ناراحتم نميکنی نگاهی.برای اينکه من خوب ميشناسمت.دليل مخالفت من عمدتا درينه که معتقدم قوانين فعلی منصفانه نيستند و خيلی جاها حقوق زنان رو به ويژه در مورد مسائلی مثل حق طلاق يا حضانت ناديده ميگيرند.اما اين شروط به جای اصلاح ظلم مضاعفه نگاه جان واز نظر من غير قابل دفاع.اين دوستان دارند با بد دفاع کردن از يه موضوع خوب به شدت بهش لطمه ميزنند.همين!

    ReplyDelete
  47. ممنون که وقت گذاشتی نگاه

    ReplyDelete
  48. ان شرط اخذ يا بذل مهريه هم به اين دليله که در قوانين ايران صيغه عقد بدون مهريه جاری نميشه و متاسفانه بهرحال بايد مهر تعيين شه و طبعا بايد تو اين شرط تکليف مهريه معلوم شه وگرنه محضردارهای ما خوب بلدند توی قوانين دبه در بيارن و مثلا بگويند اين شرط به دليل معلوم نبودن تکليف مهريه نامفهوم و غيرقابل اجراست !

    ReplyDelete
  49. امير جان . تو داری تئوری به قضيه نگاه می کنی درحاليکه اين قوانين راه حل های عملی داستان هستند . کسانی که اينها رو پيشنهاد می کنند عمدتا تو کارهای حقوقی اند و پيچ و خم مشکلات زنها رو در دادگاههای ايران می دونند . وگرنه بله . خيلی بهتره بگيم همه قوانين از الان کنسل و قوانين جديد با به رسميت شناختن حقوق هردوطرف تنظيم شه !!! منم همچين دلم نمی خواد تو شرايط عقدم بنويسند شوهرم به من وکالت ميده صيغه طلاق رو بدون اجازه اون جاری کنم . يعنی چی ؟ چرا شوهرم بايد بهم وکالت بده ؟ مگه خودم شعور و عقلم نميرسه ؟ اما چاره چيه ؟!!! قوانين ايران اينجوريه و اين يکی از معدود راههای عملی شه . به اضافه اينکه در ازای اونهمه ابراز تاسفی که کردی و خجالتی که کشيدی بايد بگم من شخصا در شورت ازدواج تمام اين شروط رو به قباله ازدواجم اضافه می کنم و خيلی هم به انجام همچين کار عاقلانه ای افتخار می کنم !

    ReplyDelete
  50. ((: اون شورت ازدواج نبود !!! صورت ازدواج بود !!!!!!!! ((:

    ReplyDelete
  51. اخيش ! يه مدت بود با کسی مخالفت نکرده بودم !

    ReplyDelete
  52. آنقدر مردهای ايرانی در ميانه روابط ظالمانه غرق شده اند که فراموش میکنند این قوانين چند هزار سال با قوانین شایسته انسان فاصله داره ... کافيه يه قدمی به دادگاههای خاص بزنيد و آوارگی و سرخوردگی و رنج هزاران زن تحقير شده ايرانی را ببينيد ......

    ReplyDelete
  53. به نظرم طراحان اين قوانين از آن سوی ديگر بام در حال سقوطند...

    ReplyDelete
  54. بعد می‌گن جوون‌ها چرا ازدواج نمی‌کنن!؟ به نظر من قسمت تقسيمش خيلی مسخره‌ست من تک و تنها خودم رو رسوندم به اينجا بعد مثلا برم ازدواج کنم و با کمک حاج خانوم دارای یک یا دو عدد فرزند بشم و حاج خانوم طبق يکی از بندها درخواست طلاق کنه و بعد دارايی منو بکشه بالا و بچه‌ها رو هم طبق یکی دیگه از بند‌ها به سرپرستی بگیره ... بعد هم طبق يکی ديگه از بندها بزنه بره فرنگ و خارج ... زکی کلی خنديدم دمشون گرم جدا که راس می‌گن اين زن‌ها عقلشون ناقصه با اين پيشنهاهاشون......... بند بند وجودم ريش ريش شد!!!!!!

    ReplyDelete
  55. بيشتر شبيه حنگ غياث آباد بود که قادسيه...

    ReplyDelete
  56. يه سوال هم از حضرات دارم. برای جبران ستم بايد ستم کرد؟ حتما جمله کلیشه شده  آتش را با آتش جواب بده رو خواهید فرمود.ولی جنگ آتش با آتش ميشه يه آتش سوزی کامل .اما جواب آتش با آب است که آتيش رو تموم می کنه.

    ReplyDelete
  57. هووووووووووووووووووووووووار دادشمو کشتينُ ولش کنين،  اما بعد، وقتی آقايونا می آن از اين حرف می زنند که اين شروط ازدواج رو معامله می کنه با اين که موافقم خنده ام می گيره... خوب چيه خنده ام می گيره ديگه...

    ReplyDelete
  58. امير يه بندش رو يادت رفته بنويسی.شايد حواس پرتی بوده //اينکه زوج و زوجه تعهد ميکنند که انرژی هسته ای حق مسلم زنان باشد!!!

    ReplyDelete
  59. خيلي جالبه كه اگر اين حقوق مربوط به مردان باشه يعني كلمه مهريه را حذف كنيم و جاي زوج و زوجه را عوض كنيم يعني هماني كه الان اجرا ميشود خيلي هم خوب و به حق است اما واي به روزي كه قرار شد زن بيچاره ايراني هم حقي داشته باشد؟ اگر خانمي در مورد حقوق مردان اينجوري بنويسه خوبه؟ يا ظالمانه است؟؟ تو فقط منافع خودت را در خطر ميبيني/ در ضمن اگر نگاهي به آمار داشته باشي ميبيني كه در ۸۰ درصد موارد اين مرده كه يه هو فيلش ياد هندستون ميكنه و ميخواد بره فرنگ يا ميخواد مثلا يه شبه پولدار بشه و همه زندگي رو به باد ميده و ..../ امير خان اين را بدان كه زن از هر نوع و مسلكي و كشوري به زندگي مشترك پايبند تر است تا مرد/در ضمن اين تامين هزينه زندگي چه شاخ غول شكستني است كه مرد فكر ميكند بابتش بايد هميشه محق باشد؟/ در ضمن اين قوانيني زماني به درد ميخورد كه يكي از طرفين مورد ظلم طرف مقابل قرار گرفته باشه و در جامعه مردسالار ايراني معمولا وقتي زن براي احقاق حق به دادگاه ميره دست از پا درازتر برميگرده/

    ReplyDelete
  60. ۱- مستونند مهريه را خيلي كم در نظر بگيرند مثلا يه شاخه گل/۲- زنها معمولا به سختي راضي ميشن كه خانوده اشان را ترك كنند اين بند بيشتر براي راحتي كاره كه زن بيچاره مرتبا براي پاسپورت و يزا به مرد التماس كنه و از طرفي وقتي مرد حق داره كه همه جا بي اجازه بره خوب زن هم ضمن اين شرط همين شرايط مساوي رو بدست مياره/۳-اززدواج به معناي گذشتن از خواسته ها شخصي به نفع و دوست داشتن طرف مقابل نيست اين بند به خاطر اينه كه تو شرايط فعلي ايران گاهي زن درس ميخونه و تو يه شهر ديگه قبول ميشه بعد مرد جلوشو ميگيره كه نرو ولي جالبه وقتي مرد قراره براي تحصيل مهاجرت كنه زن نبايد بگه نرو بلكه منطقي و از اصول آزاد انديشي است كه با شوهرش بره اما جالبه كه افتخار و زحمت كسب اين مدرك به دوش مرده نه زن

    ReplyDelete
  61. منظورم التماس نكنه بود/۴- مثلا اگر زني يه روز از شغغل شوهرش خوشش نيومد چي كار كنه؟ ولي اين مرده كه بايد از محل و نوع اشتغال همسرش خوشش بياد! منظور از هر شغلي بيشتر به خاطر مرديه كه خيلي عقب افتاده است و مثلا ميگويد زنم نبايد اين كار را داشته باشد چون همكارش يه مرده!/۵-در تمام مذاهب دنيا اين مرد است كه وظيفه تامين زندگي زن را به عهده دارد اگه از نظر شما سخته )كه من فكر ميكنم نيست( ديگه مشكل شماست كه مرديد در ضمن زن مختاره كه هر جور دوست داره هزينه هاي زندگيشو صرف كنه بعد هم نوع تفريحات يك زن با مرد فرق داره همانطور كه يه مرد ممكنه پولشو صرف فوتبال و ماشين و .... بكنه و هر دو محترمه فكر كنم اين ديگه به ذات وجودي هر دو برميگرده و نبايد محلي براي شوخي باشه. در ضمن ميشه بگيد سهم زن از اموالي كه مرد در طول زندگي مشترك بدست مياره چيه؟ مخصوصا كه مرد ايراني قانونا حق خيانت به همسرش رو داره پس اگه يه مردي روزي خيانت كرد نبايد تاوان آن را بده؟ خوب تاوانش نصف اموالش. خيانت به زن بزرگترين ضربه روحي به اوست همانطور كه نصف مال از دست دادن براي مرد

    ReplyDelete
  62. ۶- در مورد مسكن هم يه توافق ولي اگه بعدا مرد خواست جاي ديگه بره چرا بايد منحصرا حق انتخاب داشته باشه و زن بايد براساس قانون ازش تبعيت كنه/در ضمن ممكنه مرد كاري كنه كه جون زن به لبش برسه و بذاره بره خونه باباش اونوقت مرد براساس همين قانون زن رو ناشزه تلقي ميكنه و اونوقت ديگه زن حتي نميتونه مهريه بگيره/۷- چطوره كه حق حضانت فرزند با مرده يعني از حقوق مسلمه كه بچه به مرد تعلق داره ولي زحمت تربيت و به دنيا آوردن و .. با زنه كه براي اونها بايد از خيلي از خواسته هاش بگذره و در اين بين همه عواطفش رو هم نثار بچه اش ميكنه و براش به همون اندازه دارايي كه براي مرد ارزش داره، ارزش داره. اين يه حس زنانه است و به خاطر روح لطيف زنه. حالا اگه بچه اشو ازش بگيري انگار دنيا رو ازش گرفتي. در ضمن در ايران بر اساس قوانين اسلام بي برو برگرد حق حضانت با مرده پس اين بند يه محكم كاري و زن در صورت نداشتن شرايط ميتونه هنگام طلاق به مرد واگذار كنه

    ReplyDelete
  63. همه اينها به خاطر مشكلاتي نوشته شده كه زن ها در ايران هنگام طلاق با آن روبرو شدند و در حقيقت قوانيني است كه طلاق گرفتن رو اسون ميكنه يعني زن حداقل كمتر در اين بين رنج ميكشه ديگه اينكه گاهي هم در طول زندگي مشترك مجبور به پذيرش زور از طرف مقابل نشه/من دوست داشتم كه سه سال دوندگي كرد تا طلاقشو گرفت چون شوهرش غايب بود خوب اگه حق طلاق داشت ميرفتو يه روزه طلاق ميگرفت و همچنين دوستي داشتم كه مهريه اشو بالا تعيين كرده بود و هنگام طلاق بخشيد تا بچشو بگيره خوب اگه حق حضانت داشت مهريه رو خيلي كم تعيين ميكرد

    ReplyDelete
  64. امير جان طلاق يعنی هيچ چيز مشترکی وجود ندارد طبق قانون اسلام مرد بی هيچ دليلی حتا بدون اطلاع به زن می تواند او را طلاق بدهد اين حق مسلم مرد   است (با محروم کردن مرد از این حق ازدواج باطل تلقی می شود.)چرا زن نبايد اين حق را داشته باشد ؟اگر مردی نخواست زنش را طلاق بدهد زن نه تنها سرگردان می ماند بلکه مجبور به تمکين (سکس اجباری )هم هست تا اینکه مثلن بعد از یک سال مرد راضی به طلاق شود این هم بسته به انصاف قاضی دادگاه دارد یعنی اگر قاضی حکم داد زن مجبور به ادامه ی زندگی است  (می توانی بفهمی در این یک سال به زن چه می گذرد.؟)

    ReplyDelete
  65. مهسا جان!توجه شمارو جلب ميکنم به کامنتای نگاه عزيز و جوابای خودم.من هم موافقم قوانين فعلی مردسالارانه و ظالمانست اما جوابش تبعيض مثبت نيست.

    ReplyDelete
  66. شکست خوردگان قادسيه ۲ و شکست خوردگان قادسيه ۱ .... مطلب بحث بر انگيزی است بايد آفلاين بخوانم و نظراتم را بعدا اعلام نمايم . شاد و هميشه تندرست باشيد .

    ReplyDelete
  67. راستش منم با بعضی از بند ها مشکل دارم....نمی فهمم چرا باید مثلا حق انتخاب شهر محل سکونت را از مرد به خاطر اینکه ظالمانه است بگیریم و بعد همان حق ظالمانه رو بدیم به زن و بگوییم عدالت این است؟
    یا چرا فکر می کنیم هر زنی بعد از ازدواج صلاحیت یا توانایی مالی و روحی نگهداری از بچه رو داره ولی یک مرد به عنوان پدر این صلاحیت رو ندارد؟

    ReplyDelete