Wednesday, January 14, 2009

مزدور جمهوری اسلامی بودن

می دانید آن اول ها این حرف ها ناراحتم می کرد.مثلن یادم می آید دو سال پیش موقع حمله اسراییل به لبنان،وقتی مثل حالای حماس از حزب الله لبنان هم دفاع می کردم دوستی برایم نوشت شدی نماینده حزب الله در وبلاگستان و...من همین حرف ساده را هم تاب نیاوردم.حالا این روز ها اما حتی کامنت «مثل مزدور جمهوری اسلامی می نویسی» هم ناراحتم نمی کند قصدم از نوشتن این چند خط فقط باز کردن یک مشکل جدی فرهنگی است


بعضی وقت ها بد نیست آدم با خودش فکر کند برای چه با ساخت حاکم سیاسی در مملکتش مشکل دارد؟مگر مشکل ما جز این است که جمهوری اسلامی طرز خاصی از زندگی و اصول عقاید را به ما تحمیل می کند،بعضی جاها به نرمی و بعضی وقت ها به زور؟یعنی لااقل من یکی اگر بتوانم کتابی که میخواهم را بدون سانسور بخوانم،فیلمی که می خواهم را ببینم،برای پوشش و رفتارم بر اساس قوانین فقهی ١۴٠٠ سال پیش حکم نشود،رای من محترم شمرده شده و منوط به نظارت استصوابی شش فقیه انتصابی نباشد و مواردی این طوری هیچ مشکلی با ولی فقیه،جمهوری اسلامی یا هیچ بخش دیگر حاکمیت ندارم.چیزی که من از جمهوری اسلامی می خواهم احترام به حق آزادی من در حیطه های شخصی و وضع قانون برای من بر اساس رای اکثریت و موازین دموکراتیک در عرصه های عمومی است.یعنی من نمی خواهم جمهوری اسلامی و رهبرانش هم مثل من باشند و مثل من فکر کنند و ...فقط می خواهم انها به حق متفاوت بودن من و امثال من احترام گذاشته و دست از تحمیل ایده هایشان بردارند.


در یک کلام من می خواهم آزاد باشم ولی نمی خواهم آزادی دیگران را سلب کنم.نمی خواهم اگر کسی خلاف حمایت من از حماس مثلن از اسراییل دفاع کرد سریع برگردم صدایش کنم جیره خوار صهیونیسم بین الملل!من هم با به زور روسری برداشتن از سر زنان مخالفم و هم با به زور روسری بر سرشان گذاشتن.هر دوی این سیاست ها مضحک،غیر انسانی و وقیحانست.ادبیات روزنامه کیهان که همه مخالفین را مزدور آمریکا،جاسوس صهیونیسم،منحرف ج.ن.س.ی و....می داند چه فرقی می کند با ادبیات اپوزیسیونی که هر نظر مخالفی را متعلق به مزدوران جمهوری اسلامی و حقوق بگیران بیت رهبری می داند؟لااقل کیهان و کیهانیان در موضع قدرت این کار را می کنند و بخش عمده اپوزیسیون  جمهوری اسلامی در موضع ضعف که هستند این طور لجن به صورت ادم می پاشند و همین آدم را متقاعد می کند که با وضع موجود سگ جمهوری اسلامی شرف دارد به مجاهدین و فداییان و توده ای ها و کمونیست کارگری ها و غیره و غیره...نارضایتی از جمهوری اسلامی برای من فقط یک مفهوم دارد:حمایت از حق خدادادی آزادی و من حاضر نیستم اصل آزادی را فدای فرع دلخوری از جمهوری اسلامی کنم.پیشنهاد می کنم به این دوستی که من را مفتخر کرد به لقب مزدور جمهوری اسلامی و سایر دوستانی که در مورد هر صدای مخالف میلشان این طور فکر می کنند که یک وقتی با خودشان خلوت کنند و بیاندیشند واقعن چه فرقی بین انها و امثال حسین شریعتمداری هست؟فکر کنند که چقدر شبیه همند تندرو ترین بخش های حاکمیت در جمهوری اسلامی و سوپر اپوزیسیون مخالفش و بعد شاید شاید قانع شدند راهش اصلن این نیست

15 comments:

  1. رضا قاری زادهJanuary 14, 2009 at 5:21 AM

    دیدم بحث استبداد و آزادیه تو کامنتدونی یاد جمله ی سقراط افتادم که میگه: شدیدترین نوع استبداد از افراطی ترین نوع آزادی ژدید می آید . وقتی آزادی افسارگسیخته شود ف استبداد نزدیک می شود .
    فکر می کنم کسی بتونه راجع به آزادی نظر قابل اعتنایی بگه که لااقل یه سری خطوط قرمز برای خودش تعیین کنه .
    فقط لطفا دوستان شخصی نگاه کنن به این خطوط قرمز در درجه ی اول

    ReplyDelete
  2. من کلن نسبت به اینده امیدوارم خانم لیلی...

    ReplyDelete
  3. سیاوش جان!بالاخره ما باید قبول کنیم اسراییل اشغالگره یا بگیم نخیر محقه؟اگر قبول داریم ادمایی از سراسر جهان اومدن به زور یک مملکت دیگه رو اشغال کردن،مردم رو کوچوندن و...پس باید مقاومت رو حق مشروع ملتی بدونیم که تحت اشغاله...حماس نیروی مقاومته به نظر من و حق مشروعش مقاومته اون راکت ها هم یعنی مقاومت

    ReplyDelete
  4. من امیدوار نیستم برار

    ReplyDelete
  5. امیر عزیز یه لحظه خودت رو بزار جای اون کودکان نگران و مضطرب غزه،گناه اونها چیه که باید قربانی حماقت بزرگترها بشن؟اگه کودکان اسرائیلی و کودکان فلسطینی رو تو یه مهد بزارن.آیا همبازی های زیبای هم نیستن؟گناه اونها چیه که باید قربانی خواستن های کور دولتمردان خودشون بشن؟حالا میشه این قصه رو به همه زمین و جنگ های ناخواسته ای که گرفتارش هستیم تعمیم داد.
    امیر عزیز آیا بهتر نیست به ریشه بزنیم؟به حماقتی که انسان گرفتارش هست و نمیدونه،بهتر نیست کمک کنیم به هم تا آگاهی ما از بند مرزهای عینی و ذهنی رها بشه؟آیا دفاع از فلسطین دفاع از جنگ نیست؟نمیگم اسرائیل داره کار خوبی میکنه،راستش من از شعور مدعیان فهم و دمکراسی هم در عحبم.این فقط اسرائیل نیست که بانی جنگه،رقابت تسلیحاتی همه دنیا رو غرق خودش کرده،زمین مثل یک بمب هست که هر لحظه ممکنه دیوانه ای ضامنش رو بکشه و همه زندگی به این زیبائی رو به نابودی ببره،
    تصور نمیکنی بهتر باشه به بیداری هم از این وهم و سوءتفاهم مدد کنیم بهتر باشه؟
    قطره قطره توان ما انسانها سیلاب کور ویرانگری رو راه انداخته که همه زندگی رو تهدید می کنه،آیا نمیشه قطره قطره فهم ما زیبائی زندگی رو متجلی تر کنه،

    ReplyDelete
  6. یادمون باشه همه آدمها احساس هائی زیبا دارن،همه از شنیدن موسیقی دلخواه به وجد میان.همه کودکانشون رو عاشقانه نوازش می کنن.اما این اعتیاد کور به باورها و عادتها هست که مانع شکوفائی واقعی ما آدمها میشه،همه ما زیبا به دنیا اومدیم و زشتی رفتار ما به راحتی قابل اصلاح شدن هست.فقط باید بخوایم و قیمت خواستنمون رو بپردازیم.

    ReplyDelete
  7. خسرو عزیز!فکر می کنید حماس باید بره برای ارتش اسراییل آهنگ ام کلثوم بذاره؟فکر می کنید ما باید برای ارتش بعث عراق در سال 59  شجریان پخش می کردیم؟لطفن فراموش نکنید بشر همون قدر که می تونه نیک و الهی باشه،قادره شریر و مخوف هم باشه و وقتی با چهره شریر بشر روبرو می شی جز دفاع مشروع کاری از دستت ساخته نیست

    ReplyDelete
  8. خسرو جان!کودکان غزه قرار هست آزاد زندگی کنند؟از خودشون کشور،پرچم،حاکمیت داشته باشن؟اگر اینها رو حق مسلم هر کودکی بدونیم باید بگیم حماس داره برای همه کودکان غزه می جنگه.اگر این حق کودکان فلسطینی نیست و حقشون زندگی کردن در اردوگاه ها و آوارگی و زندگی زیر سایه تحقیره خوب حماس رو میشه حتمن محکوم کرد

    ReplyDelete
  9. خوب بود همه می دانستیم که همه از یکی هستیم و روز مرگ هم مث روز تولد بی هیچ خواهیم رفت.
    پس قرار نباشد یکی بردیگری بی حق حکومت کندو ظلم تا یکی مظلوم واقع شود و رنج کشنده.
    همان قدری که کودکان غزه دل می سوزانند ,دل من برای کودکان اسرائیل هم می سوزد.
    چرا مردمی بی گناه باید کشته شوند تا مردانی پر از شهوت ریاست و حکومت راضی گردند؟!
    مگر ما همه ادم نیستیم؟!
    مگر ما در حق یکسان نیستیم؟!

    ReplyDelete
  10. بعدن یک وقتی با خودتان فکر کنید مرجان جان که ایا این فلسطین است که رفته اسراییل را اشغال کرده؟فلسطین است که وجود دو کشور مستقل کنار هم را نمی پذیرد؟فلسطین است که بمب خوشه ای بر سر اسراییلی ها می ریزد؟نمی دانم چرا با این تعصب می خواهیم حقیقتی به این وضوح را با رنگ و لعاب بشر دوستی پنهان کنیم

    ReplyDelete
  11. راستش خیلی با این پستت حال کردم .

    آنچه که ما از کمبودش همواره ضرر کردیم - همین عدم تحمل افکار و عقاید متفاوت و  نداشتن قوه برقراری" دیالوگ " با یکدیگر است.

    جز سیاه و سفید ندیدن  ( منظورم عامه مردم است ) ... یا مرگ بر   - یا درود بر ! حالا چرایی را نمیخواهیم بدانیم . زبان منطق در عامه مردم کور شده .

    تا یاد نگیریم راه را همین وضع است !

    ReplyDelete
  12. دو کلوم حرف حساب!

    ReplyDelete
  13. راستش من فکر میکنم که اگر سیستمی تو 30 سال راه آزادی رو بیراهه بره ، تو صدسالم بعیده کاری از پیش ببره؛ با این وجود حالم بهم میخوره از کسایی که به جرم دوکلمه حرف حساب مخالف، بهت میگن مزدور و ملا و مرتجع و حزب االهی ، ولی اگه زورشون برسه و روزی خدای نکرده به قدرتی برسن ،افکار پوسیده شون که ضدیتش با هرگونه آزادگی و  آزادیخواهی بر همگان ثابت شده رو بزور به حلقت و صد جای دیگه فرو میکنن!!

    ReplyDelete
  14. اولن که خوبه سطح انتقاد پذیری ات انقدر رفته بالا و انقدر زود از کوره در نمی ری...فکر کنم این خودش یه نشونه خیلی خوبه!!!
    بعدشم فکر می کنم اکثر آدم هایی که می فهمن همین ها رو از حکومت اشون می خوان چه ایران چه اون ور دنیا....

    ReplyDelete
  15. عجب بابا
    اینجوری که من کامنتا رو خوندم گمونم امام زمان میخواد ظهور کنه
    پاشو بریم وضو بگیریم

    ReplyDelete