Friday, January 23, 2009

آرامش

نشسته ام اینجا،دارم یک لیوان بزرگ قهوه شیرین غلیظ می خورم-این تلفیق شیرینی و تلخی در قهوه از آن مائده های خفن زمینی است؛سلام آندره ژید-و با خودم فکر می کنم چقدر آدم خوش بحالش است که دلش برای محل کارش،برای آدم های آنجا،برای میزش تنگ شود و اصلن ارام شود وقتی می اید سر کار

6 comments:

  1. رضا قاری زادهJanuary 24, 2009 at 1:33 AM

    حالا درست که من یه فنجون کوچیک قهوه ی تلخ را ترجیح میدم ولی با این نکته که خفن مائده های زمینی در دسترس تر از اون چیزی هستند که گاهی ما فکر می کنیم موافقم

    ReplyDelete
  2. به به به به به

    ReplyDelete
  3. والا ما كه خيلي وقته تجربش نكرديم يني هيچ دلم تنگ نميشه ها

    ReplyDelete
  4. کلن آرامش بعد اونهمه خستگی خیلی میچسبه، حتی اگه سر کار پیداش کنی.

    ReplyDelete
  5. آرامش!چند وقت بود كه فراموشش كردم؟

    ReplyDelete
  6. مثل هیچ کسJanuary 25, 2009 at 1:17 PM

    من هم دلم برای محل کارم تنگ شده
    چند روزی مریض بودم
    و فکر می کردم فقط من اینطور احساس می کنم

    ReplyDelete