Monday, January 5, 2009

غزه هنوز زنده است

١-حماس هنوز حاکم غزه است.تا همین لحظه صهیونیست ها نتوانسته اند انسجام عملیاتی حماس را از آنها بگیرند حتی نتوانسته اند مانع شلیک موشک به شهرک های صهیونیست نشین شوند.ارتش اسراییل هر آنچه در توان داشته رو کرده و هنوز موفق به سرکوب حماس نشده،آنها حتی متوسل به استفاده از گلوله های انفجاری حاوی اورانیوم رقیق شده؛که تاثیرات مهلک زیست محیطی در پی دارد؛یا بمب های خوشه ای شده اند اما هنوز مقاومت در غزه ادامه دارد.راستی وقتی می گویم بمب خوشه ای می دانید یعنی چه؟می توانید چشمانتان را ببندید و تصور کنید یک محفظه بزرگ یک تنی مثلن به اندازه یک خودرو پراید پر از خرده بمب های انفجاری به تعداد بین پانصد الی هفتصد عدد باشد و آن محفظه به اندازه پراید در ارتفاع مشخصی از سطح زمین منفجر شده و آن صد ها بمب کوچک را در محوطه ای بزرگ به مساحت صد ها متر مربع پراکنده می کند و بعد این بمب های کوچک منفجر می شوند و در سطح وسیعی هر جنبنده ای کشته می شود یا مجروح می گردد؟تصور کردید؟فرق بمب خوشه ای با بمب معمولی که فقط یک انفجار دارد دستتان آمد؟حالا می دانید غزه پر تراکم ترین منطقه جمعیتی جهان است؟یعنی می توانید حدس بزنید آن بمب های کوچولو در منطقه ای پخش می شوند که پر از کودکان و زنان و غیر نظامیان است؟


٢-حماس دولت قانونی فلسطین است.حماس در یک انتخابات آزاد با نظارت اتحادیه اروپا و آمریکا قدرت را در فلسطین به دست گرفته و از بدو تاسیس دولت با تحریم غرب روبرو شده که انگار دموکراسی را فقط شایسته چشم آبی ها و مو طلایی ها می دانند و نه رنج کشیدگان فلسطینی...محاصره غزه توسط اسراییل و با همکاری مصر،دست کمی از قتل عام فعلی آنها نداشت،درک اینکه حماس چرا آتش بس توام با محاصره را نمی پذیرد اصلن دشوار نیست.چه فرقی می کند کودکانتان از گرسنگی و فقدان دارو بمیرند یا از آن بمب های خوشه ای گوگولی مگولی که آمریکای عزیز به اسراییل نازنین هدیه کرده؟حماس دست به ریسک اجتناب ناپذیری زد و اگر بتواند به شلیک موشک ادامه داده و غزه را حفظ کند،می تواند در مذاکرات آتش بس لغو محاصره نوار غزه را مطالبه کند .هرچند مطمئنم خود رهبران حماس هم چنین توحشی را از سمت اسراییل انتظار نمی کشیده اند،کما اینکه حتی غرب هم انگار برابر این دد منشی غافلگیر شده است


٣-پیشنهاد می کنم اگر ماجرای غزه را پیگیری می کنید این پست بامدادی و این نوشته نون والقلم را از دست ندهید

2 comments:

  1. سارا و پاییزJanuary 5, 2009 at 5:06 AM

    دقیقش را نمی دانم اما فکر می کنم بین امروز، فردا و پس فردا یک روزش تولد توست . روز دقیقش شاید خیلی مهم نیست ، مهم این آدم توی این صفحه آبیست که انگار هر روز متولد می شود ، یک روز به عشق، یک روز به رنج،یک روز با آنتونیونی ، یک روز به  همدلی با بچه های غزه یک روز با یک کتاب جدید...
    امیر
    دنیای شبکه جهانی دنیای عجیبی است .خیلیها را به هم گره زد و خیلیها را از هم قطع کرد . خودش اینکار را کرد ؟ حتی نمی توانم با قطعیت بگویم خدا ما را پشت مانیتورهایمان سوپروایزری می کند . حتی دیگر نمی توانم اینجا از دست ناپیدای طبیعت حرف بزنم .دنیای مجازی و سرنوشت؟ شاید! من نمی دانم چرا یک روز این صفحه را باز کردم و تو را خواندم . اما هر چه بود ، اتفاق مبارکی بود . به خاطر خیلی حرفها و خیلی روزها و خیلی ساعتها که هیچ هدف خاصی پشت گذرانشان نبود الا مهربانی تو . ترجیح می دادم روزی باشد که از صلح بنویسی و از شادیهای کوچک دلهای بزرگ .حیف میسر نیست این روزها ...و با همه اینها من فکر می کنم بار دیگر به مهرمتولد شوی . خدا را چه دیدی؟ شاید یک روز هم تولد پسرک کوچکت را که از حالا برایش نقشه ها کشیده ای تبریک بگویم. نه؟
    امیر
    تولدت مبارک

    ReplyDelete
  2. مرسی سارا جان...خیلی خیلی مرسی بابت اولین تبریک زود هنگام تولد

    ReplyDelete