Sunday, October 3, 2010

سین سرنا

داشتم فکر می‌کردم با خودم، به روابطم و دیدم ته ماجرا انگار قصه این بوده که« مرا دوست داشته باشید تا به یمن عشق شما من قادر شوم خودم را دوست داشته باشم»...انگار این گسست من از من چنان جدی بوده که فقط وقتی با چشمهای زنی که دوستم می‌داشته به خودم نگاه می کردم قادر بودم بارقه عشق را ببینم


این خب گمانم سرنا را از سر گشادش زدن است. حالا دارم سعی می‌کنم درست سرنا بزنم. خودم بیشتر و بیشتر خودم را دوست داشته باشم تا جایی که ایینه گواهی دهد هی فلانی چه خوش دوست داری خویشتنت را

13 comments:

  1. با اینکه باید آدم خودش را دوست بدارد موافقم ولی اکثر آدمها انگار حواسشان به این قضیه نیست. تا جایی که من دیده ام معمولن یا از این طرف بام میوفتیم یا از آن طرفش یاد نمیگیریم که درست خودمان را دوست بداریم

    ReplyDelete
  2. من فكر مي كنم به همان اندازه كه براي عاشق بودن بايد خود را فراموش كني به همان اندازه براي دوست داشتن بايد خود را دوست داشته باشي. تمرين دوست داشتن ديگران از دوست داشتن خود شروع ميشود.

    ReplyDelete
  3. الهام پورمردانOctober 3, 2010 at 7:11 AM

    عالی بود و کاملا موافقم.
    دوست داشته شدن توسط دیگری وقتی خودت خودت را دوست نداری یک گدایی احساسی ست که وقتی نباشد پوچی تمام وجودت را خواهد گرفت.
    تو زمانی خویشتنت را دوست خواهی داشت که به شناخت باورها و آنچه در مشت داری رسیده ای و این درست همانجاست که می توانی دیگری را هم دوست بداری.
    او هم بی تردید دوستت خواهد داشت،
    تو را که تردیدی در تو نیست...

    ReplyDelete
  4. مس بینم چند وقتیه بیشتر دوست دارم.....نگو خودت رو بیشتر دوست داری!

    ReplyDelete
  5. روز نویس درست میگه.بعضیها خود شیفته میشن وقتی میخوان خودشون رو دوست داشته باشن.خیلیها هم ارزش خودشون رو در عشق و نگاه دیگران جستجو میکنن.وای به روزی که آدمی باشی که  با بقیه فرق کنی و تازه انتظار محبت هم از محیط داشته باشی...

    ReplyDelete
  6. هر روز شاید بارها بیام و حرفهات رو اونقدر بخونم تا از بر شم تا اونجا که حتی در محاوراتم از زبان تو حرف بزنم....این روزها قلم با من آشتی نیست از زبان تو احساسم رو فریاد میزنم

    ReplyDelete
  7. "سین سورنا" رو دیدی لینک ویدئو اش را گذاشتم/ خیلی قشنگه...به قشنگی اما دل سپردن به خودمون نیست

    ReplyDelete
  8. قصه ی من چنین بوده..همیشه خودمو بیشتر از دیگری دوست داشته ام..

    ReplyDelete
  9. مضمونی با محتوی این متن و نکته ظریفی که بهش اشاره کردی دقیقا و تحقیقا این روزها دغدغه ام شده ... و مثل همیشه از دل ما می گوئی تاواریش ! زنده باد تو !

    ReplyDelete
  10.  
    سلام رفیق
      همه ذرات هستی در اصل از یک قانون پیرو ی میکنند
      ما نیز ذره ای از جهان هستی چاره ای جز تعادل با آن نظم را نداریم . به هر میزان از مدار تعادل دور شویم بیشتر پریشان میشویم و آسیب میبینیم

    ReplyDelete
  11. فیلم " لیتل اشز" که رابطه دالی و لورکا را تصویر می کنه توصیه می کنم. البته زیاد به ای نوشته ات نمی خوره. ولی تماشایی است.

    ReplyDelete
  12. خیلی برام جالب بود ! اینگار معطل بودم یکی برگرده بهم بگه همه   ی این حرفا رو ! چه قدر وختی اینا رو خوندم آروم شدم ، انگار یه بیمار لا علاج ، علاجی برای دردش پیدا کرده باشه .

    ReplyDelete
  13. فوق العاده بود...... عالی

    ReplyDelete