Monday, October 4, 2010

طغیان

طغیان. می‌دانی برای من یکی لااقل بار معنایی با شکوهی دارد. در ذهنم طغیان کردن انگار یعنی بر بلندای قله‌ای ایستادن و جهان را به مبارزه طلبیدن... اشکال شاید همین ‌جاست: جهان را به مبارزه طلبیدن، روبروی ارزش های خانواده، فرهنگ، سنت ایستادن؛ طغیانی توخالی است مگر این‌که فرد آنقدر جسارت داشته باشد که علیه وضع موجود خودش، عادت‌ها و باید‌هایش، مرزهای روح و تنش مدام طغیان کند و صحت‌شان را زیر سوال ببرد. تا با خودت سرکشی نکنی، سرکش نیستی... و من دلم می‌گیرد، به راستی دلم می‌گیرد وقتی خودم یا بقیه را دچار توهم طغیان می‌بینم، گوسفند واره‌‌ای در لباس ببر، اسیر هزار و یک عادت، هزار و یک سکون موجه... نمی دانم که بود که می‌گفت خدا انسان را افرید و انسان توجیه را. یاغی اول علیه توجیهات درونی خودش قیام می‌کند. تازه آن وقت به فعلش می‌شود گفت طغیان

9 comments:

  1. کسی که در برابر وجود خودش سرکشی کنه.کسی که به جای اطراف علامت سوالها رو به سمت خودش برگردونه...رام ترین ادمه تو دنیاست که از ازارش همیشه در امانی..

    ReplyDelete
  2. الهام پورمردانOctober 4, 2010 at 4:21 PM

    طغیان داریم تا طغیان،
    یکی طغیان می کند تا خودش را آوار کند بر سر دیگران و به حق بودنش را فریاد بکشد و با سرکشی بگوید من که هستم و چه می خواهم ، همان که گفتید "توهم طغیان"
    دیگری طغیان می کند تا درونش را به نوعی تربیت کند و سرکشی او تنها برای خودش سر و صدا دارد.
    من شخصا دومی را لازمه ی رشد می دانم ، لازمه ی تقویت روح .
    گاهی بد نیست سر خودت داد و فریادی بکشی و سرکش باشی!

    ReplyDelete
  3. دوشیزه- متولد اسفندOctober 4, 2010 at 4:29 PM

    لایک و صد لایک برای این پست !

    ReplyDelete
  4. من ندارم این جسارت را

    ReplyDelete
  5. چرا هر چی که من بهش فکر میکنم تو اینجا مینویسیش
    خوشحالم از اینکه توی این وانفسا هستند کسایی مثل تو که اینقدر روشن فکر میکنن و مینویسند از آنچه این روشنی رو بوجود میاره
    تبریک تبریک
    برای همه چی
    شاد زی

    ReplyDelete
  6. حتی مواقعیکه گوسفندی بیش نبوده ام هم چه طغیان ها که نکردم. توهم نبوده که همین حالایش هم در طغیانم. همینقدر که بااین همه زخم زنده ام یا زنده ایم یعنی طغیان!
    خفه می شوم از بس هوا را نمی خواهم

    ReplyDelete
  7. طغیان ها موقتند و پس از فروکش هیجان و از بین رفتن انگیزه اولیه دوباره همان آدم قبلی میشویم به ناچار! طبیعت بشر است برادر

    ReplyDelete
  8. خدا انسان را آفرید و انسان شراب را. البته اینو اینجور شنیده بودم که خدا آب را آفرید و انسان شراب را ولی حالا دلم کشید آنرا اینجور بگویم. چون حرف من اینجور  است.

    ReplyDelete
  9. نمی دانم چرا همیشه فکر می کنم برای طغیان کردن باید جنوبی باشی. شمال همیشه هوا خوب است. آدم طغیان می کند بالا برود. بالا که باشی طغیان کنی کجا بروی؟
    خوشحالم که جنوبی هستی.

    ReplyDelete