Wednesday, December 3, 2008

ترومن شو

هنوز هم فکر می کنم ما وبلاگ نویس ها ساکن جزایر تنهایی هستیم اما دیگر به رابینسون کروزو بودن اعتقادی ندارم.ما بیشتر شبیه ترومن فیلم نمایش ترومن هستیم.ما داریم یک جور هایی تمام زیر و زبر زندگی مان را نشان بقیه می دهیم:شکست عاطفی،غم و شادی حتی سقط جنین و طلاق و خیانت هایمان را...وبلاگستان چه بدانیم و چه ندانیم،چه بخواهیم و چه نخواهیم از ما ساکنین یک جزیره ترومن ساخته...ترومن بربانک هایی که از ماندن در جزیره شان و از روی آنتن بودن دارند لذت می برند


پی نوشت:تمام این چند روز را من فکر کردم به تو.دلم پیش تو بود.پیش آمده برایت که یک آدم هایی را ندیده باشی ولی خوشحالیشان برایت مهم باشد؟شاید خاصیت این جزایر تنهایی همین دوستی با ترومن هایی باشد که از خلال کلمات و شرح حال ها میبینیشان و اندک اندک دوستت می شوند.خیلی فکر کردم که چه کار می توانم انجام بدهم برایت و دیدم هیچی.مطلقن هیچی فقط خواستم بدانی دلم خیلی با تو بود.امروز کذایی خیلی بیشتر از همیشه!

,
,

13 comments:

  1. رضا قاری زادهDecember 3, 2008 at 5:21 AM

    ما با ترومن فرق داریم امیر ... ترومن ناخواسته به بقیه نمایش داده می شد . حتی وقتی مجلات سکسی را یواشکی زیر میزش نگاه میکرد ولی ما ارادی اینجاییم و خیلی وقتها این شانس را داریم که اندکی ( بسته به انصافمان ) خودمان را روتوش کنیم . یادته ترومن که فهمیدتمام زندگیش روی آنتنه چه جوری دست به فرار زد و یادته وقتی به آخر دریا رسید چطور آخرش در استودیو بود ولی ما هرگز فرار نخواهیم کرد چون ارادی اینجاییم و اگر شرایط را نخواهیم ارادی خواهیم رفت .

    ReplyDelete
  2. نوشتم رضا که ما ترومن هایی هستیم که از روی آنتن بودن لذت می بریم...برای همین تلاش نمی کنیم از جزیرمون فرار کنیم

    ReplyDelete
  3. میگن پاراگراف اول خب!
    پاراگراف پی نوشت اما اون "تو" یک لینکی چیزی لازم نداشت؟‌ یک "تو" یی که ندیده باشی اش خب لابد وبلاگ نویس است دیگر.
    و بدین ترتیب احساس فضولی ما سخت برانگیخته شد...

    ReplyDelete
  4. ببینین درسته ما جزیره های ترومن هستیم اما شاید دلمون بخواد فقط پخش استانی داشته باشیم نه پخش جهانی مثلن...فقط ملاحظه یه همچین چیزی مانع لینک گذاشتن شد

    ReplyDelete
  5. راستش اسمش رو جزیره بذارم یا اطاقک شیشه ای یا هر چی، در بدترین لحظه هام هم باز سر میزنم بهش، و دوستای اینجا واقعی ترن برام چه آشنا چه ناشناس... راستش نمیدونم که برای این باید نگران خودم بشم یا خوشحال!!؟

    ReplyDelete
  6. رضا قاری زادهDecember 3, 2008 at 8:15 AM

    این پخش استانی خیلی باحال بود امیر . من میگم بیا کارتیش کنیم که درآمدزایی هم بشه . البته امیرانه را میگم وگرنه مال ما که بیننده اش در حد شبکه آموزش هم نیست

    ReplyDelete
  7. من هم مثل همه خانم خاي اينجا فضولي ام امد...خوب خسيس يه لينك مي گذاشتي...تو كه اينجوري نبودي!!!

    ReplyDelete
  8. در ضمن من عاشق ترومن شو هستم فكر كنم يه 10 باري ديده باشم اش!

    ReplyDelete
  9. بعدشم ....به نظرم آدم ها يعني يه سري از بلاگ نويس ها اون توي واقعي ه بدون ماسك اشون و مينويسن!!!!بعضي ها نه...به نظرم اين دور و بري هاي تو و اين چند تا دونه آدم هايي كه مي خونيمشون جزو اين پست تو ميشن وگرنه خيلي ها هستن كه مينويسن بدون هيچ دغدقه(؟) و فكري!

    ReplyDelete
  10. حالا مجبوری به رومون بیاری؟این چند دفعه شد؟

    ReplyDelete
  11. بازم به به به این پستت. گاهی خیلی لذت می برم از این شراکت وبلاگی و همزبونی و تبادل اندیشه لذت می برم و استفاده می کنم، که به قول دوست نویسنده اهل فنم وقتی  غرغر می کردم که مدتیست کتاب نمی خونم، گفت این همه مقاله توی نت می خونی و کلاس می ری یعنی که مطالعه داری و خداییش دنیاییه که آدم اگه بخواد خیلی چیزا یاد می گیره ولی گاهی هم دور از جون بقیه دلم می خواد خفه شم و این همه خودمو لو ندم!

    ReplyDelete
  12. موافق بودم . بارها به این فک کردم که دوس داریم همه چیمان را بگوئیم با اینکه من ناموفق بوده ام در این زمینه

    ReplyDelete
  13. من میگم ما داریم تو خونه های شیشه ای زندگی میکنیم .
    همسایه هامون همه چی رو تو خونه می بینند ، همه چیز را !

    ReplyDelete