Wednesday, August 27, 2008

ما و مدرنیته1

مدرنیته در ایران ما یک پدیده وارداتی محسوب میشه.تفکر مدرن و روشنفکری مبتنی بر ارزش های لیبرال دموکراسی هنوز که هنوزه برای جامعه ایرانی یک پدیده غریب و وارداتیه.بخش عمده ای از جامعه که اصلن این ماجرا رو نپذیرفتن و هنوز دارن در چنبره سنت زندگی میکنن یعنی در واقع اصلن اقدام به واردات مدرنیته نکردن. بخش پر تعداد دیگری هم از جامعه ایرانی با عقل مدرن و ارزش های مدرنیته دارن مثل کالای مخصوص صادرات مجدد برخورد میکنن.چه جوری یعنی؟اینجوری که روشنفکری و لیبرال بودنشون کاملن صادراتیه و مخصوص به دیگرانه نه خودشون.اگر یک دایره رو فرض کنیم که این بخش جامعه در مرکزش ایستادن هر چه از محیط دایره به سمت مرکز که شامل خود این افراد و نزدیکانشونه بیاییم از حجم مدرنیته کاسته ، بر غلظت سنت زدگی و سنت گرایی افزوده میشه.درواقع مدرنیته رو وارد کردن این حضرات ولی نه برای استفاده شخصی که برای صادرات مجدد به همسایه و فامیل دور و مردم کوچه و خیابون.شخصن دلم بعضی وقتها میسوزه برای این مدرنیسم حیوانکی که میان این دوگانگی جوراباش دم به دم داره بادبون میشه...اگر ما-یعنی این بخشی از جامعه که معتقد به ارزش های لیبرالیسمه مثل برابری حقوق شهروندان برابری حقوق زنان و مردان حق آزادی بیان و قلم حق انتخاب آزاد کالا خدمات و حتی حکومت و...-تلاش نکنیم در حیطه زندگی شخصیمون هم مدرن باشیم بعید میدونم بشه انتقادی داشت به جمهوری اسلامی بابت طرز رفتارش.جدن خیلی تفاوته بین پدر سالاری جمهوری اسلامی در خیابون ها و پدر سالاری خیلی از ما ها تو حریم خونه هامون؟

9 comments:

  1. نه والا... همچین تفاوت زیادی ندارند اون دو شقِ پدرسالاری... یعنی میگی تا بوده ما دلال مدرنیته بودیم نه مصرف کنندش.. خوب حرف حساب که دیگه چک و چونه نداره.. فقط باید راه کاری اتخاذ کرد برای عملی کردنش...(ما رو چه به این حرفها) احساس می کنم خیلی از روشنفکران ما هم اعتقاد دارند میتونن حالا که پروژه مدرنیزاسون جامعه ایرانی با چنین فضاحتی شکست خورده میشه یه نقبی از سنت به پسا مدرنیته زد و امروزی شد.. درصورتی که به نظرم ما چاره ای جز تن دادن به این جریان هر چند با تاخیر صد ساله نداریم و اساسا پروسه ی تعالی جوامع میون بر بردار و پرشی نیست!

    ReplyDelete
  2. بابا شما ها چه قدر وبلاگ می نویسین! آخه ما تو دودر کردن کار محدودیت داریم. روزی یکی دو ساعت بیشتر نمی شه دودر کنیم. نمی شه که همشو بشینیم وبلاگ بخونیم. :)

    ReplyDelete
  3. با دو پست شما موافقم
    حصاری که روشنفکرای ما به دور خودشون تنیدند منو یاده زمان قاجار می ندازه که تازه به عرصه رسیده ها راهی فرنگ می شدن و وقتی به کشور پا می گذاشتن به محض اینکه از مقابل یک سنتی گرا رد می شدند دماغشونو می گرفتند و افاده خرج می کردند اینو براحتی در پست هایی که برای دیگران و همدیگر در همین وبلاگ در بحث و نظرهاشون می زارن کاملا می شه دید.از طرفی سنت گراها هم به شدت متحجر شدند که اتفاقا انقلاب اسلامی سهم کمی در این رخ داد نداشته .

    ReplyDelete
  4. حالا چنان میگی اینجا  ایرانه انگاری بنده خدا تلپی از آسمون افتاده تو بلاد اجنبی... بعدم یعنی تو می خوای بگی روزی دو ساعت کار میکنی اخوی؟ دریغ از دو ثانیه.. درسته که مشنگیم اما "چیز " که نیستیم دیگه!!

    ReplyDelete
  5. عاطفه(احلام)August 27, 2008 at 1:48 PM

    نه والله. فرقی نیست

    ReplyDelete
  6. امیر جان! یه موقعی سیاوش کسرایی می گفت: سالهای دراز استبداد هریک از ما را به صورت یک خرده مستبد درآورده است.
    آخه قربونت برم مگه مدرنیته کلاهی شالی کراواتی چیزی از این قبیله که یه جا تنمون کنیم یه جا درآریم؟ ما یا ذهن و اندیشه مدرن داریم یا نداریم . خلاص.

    ReplyDelete
  7. شب اول قبرAugust 27, 2008 at 4:46 PM

    این جمله شما دارای پارادوکس نگارشی است...
    "بر غلظت سنت زدگی و سنت گرایی افزوده میشه"

    ReplyDelete
  8. با این پستت به شدت موافقم امیر جان.

    ReplyDelete
  9. به قول صادق هدایت تو وجود هر آدم ایرانی یه حاج آقا خوابیده

    ReplyDelete