Saturday, August 30, 2008

ما و مدرنیته2

یک بخش مهم از لیبرال دموکراسی آزادی حق انتخاب است.شهروندان یک دموکراسی باید حق داشته باشند آزادانه انتخاب کنند:رهبرانشان را،نمایندگان،مشاغل، همسر ،محل سکونت و حتی نوع کالا یا خدماتی که به آن احتیاج دارند.اگر قرار است حق انتخاب آزاد در مورد همه چیز وجود داشته باشد نمیتوان به اقتصاد دولتی و دستوری معتقد بود و باز هم از لیبرال دموکراسی حمایت کرد.انحصار دشمن دموکراسیست زیرا هر انحصاری قدرت خلق میکند و تجمیع قدرت در یک زمینه ضمن محدود کردن انتخاب شهروندان باعث رشد سرطانی آن بخش جامعه میگردد به همین دلیل است شاید که حتی یک دموکراسی در جهان نداریم که ساختار اقتصادیش سرمایه داری مبتنی بر آزادی بازار نباشد


اما درایران عزیز ما بخش عمده ای از روشنفکران حامی دموکراسی چپ گرا و چپ زده اند و هنوز اگر رویشان بشود حتی از سیستم اقتصادی کمونیستی حمایت میکنند.یادم هست قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 بحث میکردم با روشنفکر بزرگواری از اهالی وبلاگستان که اگر احمدی نژاد هیچ کدام از این انتقادات برش وارد نبود چون مخالف خصوصی سازی و اقتصاد آزاد است من باز به هاشمی رای میدادم.دوست بنده قاطعانه میفرمود اتفاقن من چون مخالف بخش خصوصی و خصوصی سازیم رای میدهم به مهرورز خان.این نظر ایشان را بگردید بسیار بسیار در جامعه برایش ما به ازا میابید.روشنفکری ایرانی هموز تکلیف خودش را روشن نکرده با این ازادی حق انتخاب چه در حیطه اجتماعی و چه در حیطه اقتصادی چه برسد به عوام مردم که هنوز دنبال ماهی پنجاه هزار تومان واریزی این دولت و آن کاندیدایند

16 comments:

  1. محمد جواد شکریAugust 30, 2008 at 11:30 AM

    و ما مشکل اصلیمون همین روشنفکرا هستن، هنوز خیلی از دور و بری هایی خاتمی عقاید سوسیالیستی دارن

    ReplyDelete
  2. رضا قاری زادهAugust 30, 2008 at 11:35 AM

    عارضم به حضور شما ارباب که یه مشکلی که ما تو این مملکت گل و بلبل داریم اینه که عوام الناس می تونند انحصار و سرمایه را در ید دولتها و وابستگان آنها ببینند حتی اگر هیچ تاثیری در زندگی آنها نداشته باشد اما قبول اینکه یک شخص غیر دولتی خصوصی مخصوصاً اگر ایرانی باشد که بدتر ( نمی دانم حتی چرا این حساسی را نسبت به خارجیها ندارند ) جزو صاحبان سرمایه کالا و خدمات باشد مثل این است که سگ پاچه شان را گرفته باشد کج خلق می شوند و حسادت آنچنان کورشان می کند که ایدئولوژی و سیستم اقتصادی و آدام اسمیت و قس علیهذا المعانی را با آمپول هم نمی شود انجکسیون کرد در ما تحتشان !!

    ReplyDelete
  3. رضا قاری زادهAugust 30, 2008 at 11:37 AM

    اصولاً ما در دنیا دو موضوع متشابه داریم که گاه با هم خلط می شوند یکی فرهنگ فقر و دیگری فقر فرهنگی ملت معزز صاحب کرامت و زکاوت ما متاسفانه مبتلا به این هر دویند هم به فقر خود خو کرده اند و هم از لحاظ فرهنگی فقیرند و به قول یارو گفتنی اینطوریه که اینطوریه فلذا به قول فرمایش ملوکانه ی شما : به به

    ReplyDelete
  4. رضا قاری زادهAugust 30, 2008 at 11:40 AM

    در گذار از سنت به مدرنیته
    به نظر من جهشی خواندن وجود ندارد ... همه ی مراحل باید کامل و به جای خود و در مدت زمان مناسب خود طی شوند تا همراه با بلوغ فکری جامعه هم باشند تا این مدرنیته ی مادر مرده مثل عضو پیوندی نشود که هی بدن پسش بزند !!

    ReplyDelete
  5. رضا قاری زادهAugust 30, 2008 at 11:40 AM

    ما چگونه ما شدیم امیر ؟!

    ReplyDelete
  6. من اما فکر می کنم چیزی که الآن داره مد می شه روشنفکری راسته ... آروم آروم روشنفکری چپ صحنه رو ترک می کنه و جاش رو روشنفکری راست می گیره ... با نفی تمان دست آوردهای چپ ... درست مثل اون یکی روشنفکری که تمام دست آورد های لیبرالیسم رو نفی می کرد ... امیر جان چپ اگر چه موفق نبود و سرابی ساخت و نشد و رفت ... اما تاثیراتش در متعادل کردن نظرات اقتصادی چشمگیره ... اقتصاد کنزین که از دل اقتصاد راست در اومد و اقتصاد رفاه که فرزند ناخلف چپ بود هر دو بر مشی تعادل حرکت می کنند ... من همونقدر که نفی مالکیت خصوصی تو کتم نمی ره و نمی تونم چپ رو بپذیرم ، این اقتصاد ِ بازی که تو می گی بدون هیچ قیدی رو نمی تونم بپذیرم ... منظورم قیدهایی مثل مالیات افزایشی و منابع ملیه ... کشورهای اسکاندیناوی همیشه مثال و الگوی خوبی برای تحلیل اقتصادی هستن ...
    نمی دونم چرا اینقدر گسسته نوشتم ... شاید بعداً بیام تصحیحش کنم ...

    ReplyDelete
  7. امیر جان

    البته در ارتباط با  بحث لیبرال دموکراسی و بخصوص بخش اقتصادی اش  نمی توان به همین راحتی به به به و چه چه پرداخت بدون  فراهم بودن  سیستم فرهنگی و نظام قضایی و نشریات درست و حسابی و الا اقتصاد آزاد ترجمه اش می شود همین اقتصاد مافیایی و خصوصی سازی هم می شود اختصاصی سازی.

    کتاب مقدمه ای بر نئولیبرالیسم دیوید هاروی را شاید خوانده باشی هر چند هاروی تمایلات نیو مارکسیستی اش واضح است اما نباید از انتقاداتش به این سیستم غافل بود. هر دوی این رویکردها ایرادات خود را دارند (اقتصاد آزاد افسار گسیخته از نوع آمریکایی و استیتیسم از نوع کوبایی و ایرانی و ..)

    در آمریکا %‌25 مردم هیچ بیمه درمانی ندارند و بعضی آدمها برای خودداری از پرداخت هزینه های گزاف حودشان زخمهایشان را بخیه می زنند- به نقل از فیلم مایکل مور)

    شاید مدل برخی کشورهای اروپایی (نوعی اقتصاد آزاد مهار شده+ سوسیالیزم) الگوی بهتری باشد.

    در ضمن این نوشته های دکتر کاظمی را هم ببینی بد نیست

    http://www.kazemia.persianblog.ir/

    ReplyDelete
  8. با این جمله ی آخر که خیلی موافقم که خب بی دلیل نیست ...

    ReplyDelete
  9. با رضا موافقم. نمی شه جهشی خوندش ولی ما یه جاهایی رو جهشی خوندیم بدرقم. به خاطر همینه شاید که دست و پا زدنمون تمومی نداره.

    ReplyDelete
  10. باربد من خودم راه سومیم مثل کاری که بلر تو اقتصاد انگلیس انجام داد.سیاست های اقتصادی بلر برآیند اقتصاد دولتی شده نتیجه حزب کارگر و خصوصی سازی های له کننده ناشی از تاچریسم بود.فکر کنم ما هم باید به مسیر بلریسم و راه سوم فکر کنیم

    ReplyDelete
  11. مرتضی!همون طور که برای باربد نوشتم منم موافق اقتصاد آزاد به سبک آمریکایی نیستم اما رییس تو همین ایران چند درصد مردم تحت پوشش هیچ بیمه درمانی نیستن؟یا اگر هستن بخاطر ناکارامدی سیستم دولتی بیمه هاشون فقط به درد دسر کوزه گذاشتن میخوره؟

    ReplyDelete
  12. چیز که من دوست دارم یک اقتصاد قدرتمند رقابتی بدون هیچ انحصار و قیدیه و در کنارش یه سقف تامین اجتماعی قوی که بخاطر در آمد های نفتی ما میتونه حتی بدون فشار به اون اقتصاد آزاد تولید کننده اتفاق بیفته

    ReplyDelete
  13. آی گفتی رفیق ... مسئله تکلیفه که هنوز مشخص نیست ...

    ReplyDelete
  14. بد بختی ما اینه که ما اصلن اینجا سیستم نداره اقتصادمون. ما هیچکدوم رو ندیدیم و تجربه نکردیم که بتونیم انتخاب کنیم. نه اقتصاد ما دولتیه نه خصوصی. برای ما یک آش شلم شوربایی درست شده که خوردن نداره.... پس نمی تونیم اظهار نظر کنیم که کدوم کاسه خوشمزه تره این بحث رو توی ایران نمیشه دنبال کرد اما از روی الگو هایی که توی دنیا پیاده شده شاید بشه به یه نتایجی رسید. مثل پاسخ به سوال هایی اینچنینی که :‌
    توی کدام کشور ها کمترین میزان فقر وجود داره و یا قشر متوسط کدام کشور ها الان از امنیت اجتماعی مناسبی برخوردارند؟

    ReplyDelete
  15. کتایون جان حتی یک کشور مبتنی بر اقتصاد دولتی در جهان وجود نداره که سیستم حکومتیش دموکراسی باشه...حرف من رفاه نیست الان حرفم اینه که اگه دموکراسی میخوایم همه ملزوماتش رو هم باید بخوایم

    ReplyDelete
  16. امیر جان
    شاید منظورت همون حرفهای دکتر موسی غنی نژاده که می گه تا اقتصاد آزاد نشه دموکراسی ایجاد نمی شه. یه عده هم می گن گره کار ما قانون اساسیه و سیستم سیاسی.  ولی به نظر من ملغمه همشه بخصوص شرایط فرهنگی.

    http://www.khindmine.ir/news/news_detail.asp?id=86

    اقتصاد آزاد وقتی معنی داره که ما به آدم سرمایه دار و کارخونه دار نگیم مفت خور بعلاوه اینکه روزنامه ها و رسانه ها هم اونقدر آزاد باشن که بتونن زد و بندهای اقتصادی رو بر ملا کنن. ولی مثلا در زمینه سیمان خصوصی سازی نه تنها تولید یا قیمت و کیفیت اون رو تغییری نداده بلکه سکویی شده برای یه عده خاص تا پولهای کلان به جیب بزنن. بنابراین من موافق انتخاب تو برای انتخابات قبلی نیستم.

    شاید مشکل ما اینه که فراموش می کنیم ایران فقط از ما دانشجوهای اینترنت دار گارسیا مارکز خون تشکیل نشده!

    نوشته های غنی نژاد رو باید کنار نوشته های احمد سیف با هم خوند

    http://niaak1.blogspot.com/2008/08/blog-post_25.html

    http://niaak1.blogspot.com/2007/09/blog-post_09.html

    http://www.aftab.ir/articles/science_education/education_training/c3c1187449464p1.php  

    ReplyDelete