Wednesday, September 2, 2009

ناگفته هایی برای آیدا-2

صدایت ریسمانی ابریشمی در شب چاه من شد، راه نجات من شد، گرفتمش و بالا آمدم، تو نمی دانستی، هیچکس نمی دانست...آدم ها ته چاه مستعدند برای عاشقی، نادیده عاشق صدای تو شدم!

3 comments:

  1. این صدا...این صدا چها که نمی کنه با روح و روان آدم

    ReplyDelete
  2. دوش داشتش

    ReplyDelete
  3. دست من را تو بگير
                             بكش از چاه سكوتم بالا
    هم صدا شو با من
    تا بلزرد همه اركان جهان
    تا كند طوفاني،دل صد دريا را
    بي‌صدا نيست جهان
    همه هستي ما،
                  از صدا شكل گرفت
    پس صدا كن تو مرا
    تا صداي من و تو
                           بشكند هول دل فردا را.

    ReplyDelete