Wednesday, September 30, 2009

اسپیکر دادگستری

این آقای دن براون که تو کار مسائل مرموز و انجمن های سری و امور خفیه است باید به نظرم دست از سر کلیسای واتیکان و اپوس د ئی و فراماسونری و اینها برداره، مستقیم بیاد سراغ صنف وکلا و حقوق دانان در ایران اسلامی...به جان خودم حکم اجراییه رو امروز گرفتم ببرم تمبر بزنم جرواجر کردم خودمو تا بفهمم محکوم له منم یا پس کیه و محکوم علیه با «محکوم به» چه فرقی با کی دارن و مشارالیه کافه کلیه خیارات رابعه در اصوات سامعه منجر به غبن صادره را ساقط فرموده فحشه یا نه؟؛ نفهمیدم که نفهمیدم. یعنی دن براون باید بیاید روی مناسک و واژگان صنف محترم حقوق دانان یک عرقی بریزد و کتابتی بفرماید من تضمین می دهم از راز داوینچی هم پرفروش تر خواهد شد کتابش!


پی نوشت: کارمند محترم دادگستری از بنده پرسیدند این شرکتی که من محکوم علیه مشترکشم دقیقن در چه راستایی فعالیت می کرده؟ عرض کردیم کامپیوتر. ناگهان طرف گل از گلش شکفت و فرمود برای کامپیوتر من یه اسپیکر می خری؟ بابا جان! حاج صادق لاریجانی! وردار یه دو زار خرج کن برای پرسنلت اسپیکر بخر اینجور آبروی بیت لاریجانی رو جلوی سر و همسر نبرن به خدا..یا اصن می خوای یه کاری کن: اون جوادتون رو جمع کن من خودم برای این حیوونکی اسپیکر می خرم!

10 comments:

  1. آقا این جواد جمع شدنی نیست بیا و این اسژیکر رو بخر واسه این حیوونکی

    ReplyDelete
  2. خوب بالاخره اینا که گفتی یعنی چه؟ نتیجه چی شد؟

    ReplyDelete
  3. آقا جون بودجه به اسپيكر ديگه نمي رسه... كاراي واجب تر زياده

    ReplyDelete
  4. واقعنا ...انگار بلد نیستند مثل ادم صحبت کنند...باید یه تحول اساسی تو ادبیات اداری حقوقی صورت بگیره مثل این جمله مسخره: قبلا از همکاری شما سپاسگزاریم!!!!

    ReplyDelete
  5. منم اسپیکر!

    ReplyDelete
  6. من مرده بودم دیگه؟!!! خرجش یه تماس بیشتر بود؟ بلکم یه کامنت!!!!!!

    ReplyDelete
  7. می دونی یا د چی افتادم؟
    یاد یه سندی که داشتم خط به خط برای صاحب سند می خوندم وبهش تفهیم می کردم اونم هاج و واج و نگران گوش می داد تا رسیدیم به اسقاط کافه ی خیارات یهویی قبل اینکه من توضیح بدم با ابروهای در هم و قیافه ی نگران گفت: ها؟! خیار ؟! تو سند؟!
    تو بودی چیکار می کردی اون لحظه؟!!!

    ReplyDelete
  8. امیر و شکیلاSeptember 30, 2009 at 4:27 PM

    مردیم از خنده. میشه گفت فکمان درد گرفت از زور خنده.

    ReplyDelete
  9. پرنده گمشدهOctober 1, 2009 at 4:22 AM

    به نظرم  برای سر در آوردن و ترجمه ی حکم های صادره از دادگستری  به زبان فارسی سلیس، باید وکیل گرفت!
    ادبیات غریبی دارن!

    ReplyDelete