Thursday, November 19, 2009

برای اینکه یادم بماند

روزی روزگاری از این تونل مخوف که بیرون آمدیم و آدم توانست هر چه دل تنگش می خواهد بنویسد من از دکتر روح‌الامینی، مشاور مخصوص سردار دلاور محسن رضایی، خیلی می نویسم. قول می دهم به خودم که بنویسم...به روح محسن روح‌الامینی و رامین پوراندرجانی قسم من این آدم را می نویسم. فقط این طوری است که شاید بتوانم بفهمم چطور انسانی می تواند این همه...

7 comments:

  1. امیر خبر جدیدی در این زمینه منتشر شده؟

    ReplyDelete
  2. عاطفه(احلام)November 19, 2009 at 11:28 AM

    وای امیر جان نمی دونی چقدر تمام دنیا رو بابت پیداکردن نقدت راجع به "کنعان" گشتم به هیچ طریقی توی هیچ سرچی نبود! تا حالا نشده من توی سرچ دچار اشکال بشم؟!
    خیلی سپاس خیلی...
    شاد و خوشبخت باشی

    ReplyDelete
  3. باز چی کار کرده؟

    ReplyDelete
  4. چقدر قصه شنیدیم بچگی ها از کسانی که بچه هاشون رو تیرباران می کردند؟ این هم روش؟

    ReplyDelete
  5. خیلی بی غیرت شاید هم بی ریشه
    .
    .
    .

    ReplyDelete
  6. بنفشه جمالیNovember 19, 2009 at 2:16 PM

    از وقتی که شنیدم مادر دکتر پور اندرجانی گفته که مرحوم پوراندرجانی با  پدر محسن روح الامینی صحبت کرده و گفته که فرزندش!!! شکنجه شده است و علت مرگش هم همین شکنجه ها بوده، مدام به این فکر میکنم چه طور ممکن است یک پدر، اینطور راحت از خون فرزندش بگذرد، اونم وقتی میدونه بچه اش مظلومانه شکنجه شده، بهش تجاوز شده....به خود خدا قسم که ، اینا به هیچی اعتقاد ندارند

    ReplyDelete
  7. منم سوال عرفان رو دارم امیرحسین!

    ReplyDelete