Monday, November 16, 2009

بهترین دفاع، حمله است

رسالت زندگی آقای میم، منم. ایشان حدود دو سال است که کار و زندگی و احتمالن چیز های دیگرش را گذاشته کنار و دارد سعی می کند بنده را از حالت نفرت انگیز تجرد خارج و به دنیای شیرین تاهل وارد نماید. به صورت فصلی، ایشان طی تماسی دشمن شکن با بنده تاکید می فرمایند بانوی مومنه ی پاکیزه خوی و خوبرویی را برای اینجانب در نظر گرفته اند و حیف است کلن مال به این خوبی روی زمین بماند و قس علیهذا...ایشان جدای از ممارست ستودنی در امر شریف ترویج تزویج، بسیار خلاق نیز بوده و هر بار از تاکتیک های نوین و کارامدی برای تحریک و تشویق این حقیر بهره می برد. در آخرین دور گفتگو ها که دقایقی پیش پایان پذیرفت آقای میم پس از تشریح منو و شنیدن جواب همیشگی بنده، به سرعت دست به تهاجم زده فرمودند غم خاصی در صورت پدرم من به چشم می آید که حاصل عدم ازدواج بنده و آن خواهر احتمالن گیس بریده ام می باشد. بعد از مواجهه با تکذیب اینجانب که تاکید کردم اندوه ابوی بازتابی از نگرانی برای گرمایش کره زمین و رسالت زیست محیطی ایشان است، آقای میم به سرعت بازی را از عمق به جناحین کشانده و با سانتر روی تیر دو، فرمودند اگر خواهر و برادر محترم بنده ازدواج نمی کنند تقصیر من است چون به احترام شخص بنده دست روی دست گذاشته و نمی خواهند پیشدستی نمایند. اقرار می کنم برای لحظاتی مرعوب این تغییر تاکتیک گشته، از بازی خارج شدم اما به سرعت با استعانت از خداوند متعال و با شعار یا حسین میرحسین پاتک کرده، عرض نمودم اولن اخوی تا آنجا که من مطلعم نات آنلی که دست روی جایی نگذاشته، بات آلسو نصف فامیل دارند به عنوان ترمز دستی عمل می کنند که ایشان پای مبارکش را از روی گاز بردارد ثانین من بارها به صورت اشک در چشم برای همشیره مکرمه توضیح داده ام که همان ازدواج ظفر نمون سال ٧٨ بنده را در حکم مجوز ازدواج خود تلقی فرموده و اینگونه بپندارند که من کارت خویش را بازی نموده و از این ورطه رخت خویش بیرون کشیده ام. این جملات طلایی تاثر و فضایی روحانی بر مکالمه مستولی نمود تا آنجا که آقای میم با فراموش کردن بانوی مومنه ای که برای من رزرو کرده بود از بنده قول گرفت مکرر خواهرم را نصیحت کنم تا دست از خیره سری برداشته با تقدیم یک نوه به فامیل، جمع کثیری را از اندوه نجات دهد. فقط من یادم رفت از آقای میم استعلام کنم اصل بر ازدواج است یا نوه، من باب آزمودن راه حل هایی چون مریم مقدس و اینها...حالا دارم با خودم فکر می کنم اینبار به جای صبوری تا تلفن بعدی آقای میم بگذارم خودم چند هفته ی دیگر با ایشان تماس بگیرم و قبل از شنیدن جمله ی کلیشه ای« هنوز ازدواج نکردی پسرم؟ تاهل عالمی داره» بپرسم« هنوز زنتو طلاق ندادی میم جان؟ تجرد عالمی داره ها»...به خدا !

20 comments:

  1. سلام. از طنازیت محظوظ شدم.

    ReplyDelete
  2. اصلا دقت کردید اگه آقای میم ها و استدلالاتشون نبودند دنیا چه جای غمزده ای می شد؟

    ReplyDelete
  3. بنده با این تن رنجور از آنفولانزایی که دوباره گرفته بودم و ضعف بدنی و بی اشتهایی و کار و .............با خوندن این مطلب حال خوشی گرفتم اما امیرجان تصدقت بروم این آقای میم برای ما هم میتونه کاری بکنه؟

    ReplyDelete
  4. البته من دروازه ام را با همین روش تا حالا بسته نگاه داشته ام و مثل شما تجربه ی خوردن یک گل را ندارم!

    ReplyDelete
  5. من باب تذکرفقط اینکه ما انتظار فرج از نیمه آبان می کشیدیم که بسی نا فرجام ماند..تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل داداش

    ReplyDelete
  6. واااااای عالی بود عاالی بود عاالی بود ، اون تیکه ی  مریم مقدسش که عااالی بود .

    ولی این قدر از این آدمها یی که می خوان هر دو نفر رو زور چپون کنن به هم بره بدم می آد ..
    انگار یه عقده ای توی وجودشون هست که با این کار  یک خورده بر عقده ی خودشون برتری پیدا می کنند ( با اینکار که ملت رو به هم بچسبونن )

    ReplyDelete
  7. فکر کنید امیر حسین بخواد تایید کنه من فرناز مومنه هستم ...نه امیر تو که دیگه می دونی منو می شناسی این کار نکن!
    من باب این عرض کردم شاید آقای میم آقای مومنی هم سراغ داشته باشد!

    ReplyDelete
  8. پس چرا معطلي؟منتظر سنت كه نيستي؟!مدرن هم كه ....بسم الله!!

    ReplyDelete
  9. آقای دیوانهNovember 16, 2009 at 9:15 AM

    یاد پارسالت افتادم ارباب...یه پستی به همین مضمون داشتی....
    بگذریم!
    من با این قسمت آخر موافقم.زنگ بزن پاتک بزن

    ReplyDelete
  10. بلا طلا خانمNovember 16, 2009 at 11:23 AM

    سلام
    وب قشنگی داری
    من لینکت می کنم توام منو لینک کن لطفاَ
    با اسم بلا طلا خانم
    http://btala.persianblog.ir

    ReplyDelete
  11. میم منی کجا روی؟

    ReplyDelete
  12. اما احتمالن داره آخرین کاری باشه که انجام میدی و توسط همسر آقای میم به جرم تلاش برای برانازی نرم نظام مقدس خانواده دیار باقی فرستاده بشی.

    ReplyDelete
  13. وای! جانا سخن از زبان ما می گویی!
    اکثر ژست هاتون زبان حال منه مثل ژست بعدی: آنها همیشه تو باقی می مانند!

    ReplyDelete
  14. منظورم پست بود نه ژست ببخشید!

    ReplyDelete
  15. از این آقای میم ها البته کم نیستند. اول به ازدواج گیر می دهند . بعد به بچه اول. بعد به بچه دوم. بعد به درس بچه ها و بعد به ازدواج بچه ها بعد هم اگر خودشان عمرشان به دنیا باقی باشد به بچه های بچه ها و الی ماشاالله!

    ReplyDelete
  16. جالبه... بعید می دونم دخترا حرفای مشابهی برا همچین پستی داشته باشن.........قند اندر دل ما آب شود.... از میم و ر و دال و الف.....

    ReplyDelete
  17. به قول بعضی ها انگار این اقای میم انگشتش رو خوب جایی گذاشته....برای همینه که انقدر نفرینش می کنی

    ReplyDelete
  18. فکر کنم یه سیگار می خواد.,

    ReplyDelete
  19. بسی مشعوف گشتیم...
    جالب نوشته بودی خیلیییی

    ReplyDelete
  20. وای که چقدر عاقلی
    اون سنتی رو خوب اومدی
    مواظب باشین همگی خودتون رو مثل من بدبخت نکنین
    بنده گول یک خانم میم نامی رو خوردم با معرفی یک اقای مومن
    ای امان دست به دل خونینم گذاشتی ای دوست

    ReplyDelete