Friday, October 10, 2008

شکایت کجا بریم؟

بخشی از درون من مدام دلش میخواهد با جلب دلسوزی دیگران توجه بگیرد.همان بچه ای که وقتی مریض میشد حس خوشایندی داشت چون توجه مضاعف میگرفت شاید...حالا دلتان بسوزد زودی برای من:صدای نفسهای خودم هم انگار این خلوت دو زاری را بهم میزند، بر می آشوبد.دیگر کار از نرم و آهسته آمدن گذشته...مرا طاقت من، طاقت تن نیست

10 comments:

  1. گلشیفته فراهانی با بی حجابی خود فریاد زد: من آزادم ..
    با عکس های گلشیفته به روزم...

    ReplyDelete
  2. هوا بد است
    تو با کدام باد میروی؟
    چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
    که با هزار سال بارش شبانه روز هم
    دل تو وا نمی شود

    ReplyDelete
  3. مرا طاقت من،
    طاقت تن
    نیست

    ReplyDelete
  4. از آخ تا اینجا نگرانیم.,نگرانی به کجا بریم؟!

    ReplyDelete
  5. چرا نرگس جان!این نیز بگذرد...همه این غرغر ها جزیی از فرایند گذشته...چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

    ReplyDelete
  6. به داد سرای خصوصیِ دل...

    ReplyDelete
  7. محمد جواد شکریOctober 10, 2008 at 12:58 PM

    غر غر هم جزیی از وجود رام نشدنی ما انسان هاست

    ReplyDelete
  8. منم گاهی دلم برای اون توجهات مضاعف تنگ میشه هااااااا! چقدر دور شدن زیاد از روزای کودکی بده!

    ReplyDelete
  9. اندکی صبر سحر نزدیک است!

    ReplyDelete
  10. اندکی صبر سحر نزدیک است!

    ReplyDelete