Monday, December 14, 2009

گپی به درازای خوردن یک استکان چای

سکوت کردم


خندید و گفت


به یاد ندارد


              راه هایی را که پیموده است


              در هایی را که کوبیده است


              عشق هایی را که آزموده است


 


سکوت کردم


گریست و گفت


به یاد دارد هنوز


                     راه هایی را که نپیموده است


                     در هایی را که نکوبیده است


                     عشق هایی را که نیازموده است


 


واهه آرمن-پس از عبور درناها- نشر آهنگ دیگر

7 comments:

  1. سلام . خووبی امیر حسین ؟ چقدر ناراحت مینویسی پسر
    بهم یه سری بزن . حاله من رو هم گرفتی . ایش

    ReplyDelete
  2. به رکسانا: کامنتت اسباب مسرت شد. یعنی هر وقت فکر می کنم با تمام انواع کامنت های وبلاگستان اشنایی بهم زده ام یکی هست که شگفت زده ام کند. سعیت مشکور

    ReplyDelete
  3. فراموشی و کاش باز هم فراموشی و گریز از هراس و حسرت چه بسیار عاشقیت ها ! که شاید برای همیشه از دست رفته اند...

    ReplyDelete
  4. مریم مهتدیDecember 14, 2009 at 2:39 PM

    واهه آرمن دوست دارم. چه شعر خوبی هم انتخاب کردی

    ReplyDelete
  5. حسرتها هیچ وقت از یاد آدم نمی ره

    ReplyDelete
  6. عشق پشت درهای کوبیده نشده ازپس راه نیامده ی تو انتظار می کشد هنوز و هنوز/.

    ReplyDelete
  7. گاهي هر كاري كنيم خيلي از راه ها رفتني نيستن يا خيلي از درها قابل كوبيدن نميشن مهم اينهكه درهاي كوبيده شده و راه هاي رفته شده فراموش نشن...

    ReplyDelete