Saturday, June 20, 2009

نگاهت،شکست ستمگری است

دلم می خواست الان اینجا بودی،ساکت بی هیچ حرفی در آغوشم می گرفتی...تلخی های لامذهبی هست در جهان که بارش را نمی شود یک تنه به دوش کشید


پی نوشت:عنوان شعری است از شاملو

19 comments:

  1. الان که موقع ناراحتی نیست. الان مردم جلو هستند، برگ برنده رو دارند و تا حالاش با دست های خالی و بی برنامگی نسبی حکومت تا دندان مسلح را به وحشت انداختند، از بالا تا پایینشان هول کردند، الان وقت قوی بودن مردم است، باور این همه شهامت سخت است اما مردم نشان دادند که چقدر قدرتمندند، کدام مملکت دموکرات را خبر داری که بدون خون دادن مردمش به جایگاه موفق و آزاد امروزشان دست یافته باشند؟!(انقلاب فرانسه، انقلاب آلمان ها بر علیه قیصر، انقلاب سیاهان آمریکا، انقلاب مردم افریقای جنوبی و...)
    باور نکردنی است تمامی راه ها را به سوی مردم ایران از سوی حکومت بسته شده و کار باز هم به سوی جلوست و ملت تا حالا پیروز میدان بوده اند. فقط مقاوت و اتحاد، کار را به پایان شیرین و آزادی  می رساند.

    ReplyDelete
  2. امیرجان به خود میبالم از رفاقت تو ،که آرامی و اهل عمل نه چون بسیار گویان بی عمل.اظهار چپ روی و اظهار نظر های رادیکال همانقدر که آسان است شاید نتیجه بخش نباشد.بازرگان را از یاد نبریم که بسیاری از پدرانمان سازشکارش خواندند،که اگر می گذاشتند ادامه دهد......آه ...،بگذریم.

    ReplyDelete
  3. به نظر من بهترین کار برای هماهنگی و عدم تبدیل به حرکتی کور توجه به بیانیه های موسوی و همراهی با اوست و در عین حال داشتنحدی ازآرامش و منطق و پذیرفتن مسولیت،نه اینکه اگر حرکتی به ثمر نشست بگوییم ما هم بودیم و و اگر خدای ناکرده جواب ندادبگوییم دیدید ...! ماکه از اول گفته بودیم...!باید بدانیم هر کدام از ما مسوولیتی داریم واین مسوولیت را بپذیریم:"کلکم راع و کلکم مسوول".در بیانیه آخر هم موسوی موضعی منطقی گرفت و همچنان بر خواسته های خود پای فشرد ودر عین حال اظهار نمود به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی در معرض خطر قرار گیرد

    ReplyDelete
  4. ایزدا تو خو شاهد باش رنجی که به نامت بر این مردم روا داشتند ......کاش سامان بگیریم رود تر سامان................................

    ReplyDelete
  5. این هم تفالی که به نام تو امیر جان به حافظ زدم:                                                                                                "در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطری است                                                                                             میرود حافظ بیدل به تولای تو خوش"                                                    

    ReplyDelete
  6. امیر عزیز خستگیهات رو هر وقت خواستی با ما قسمت کن اگه نمی گم من چون می دونم خیلیها با تو  و دل تو هستن!
    اما سخنم با شما دوستانه که اعتقاد به بیرون ریختن دارین به شعار به تظاهرات
    با امیر موافقم بی هیچ شبهه ای... نذارید دچار سقوط شیم...حواستون ر و جمع کنین چون جریانهایی هست که با تهییج احساسات شما پاکان میخواد به اهداف خودش برسه....نمی گم همه بیگانه ها دندون تیز کردن برا ایران نه اما دل زخم دارشون دنبال بهانه است که از خود ماها علیه ماها استفاده کنن...
    حرف از براندازی رژیم می زنن از انقلاب یه کم فکر کنین واقعا این بوده هدف ما؟ ما فقط می خواستیم رای های ما برگرده!
    دوما به قول شاعر وای از آن روزی که از پرده برون افتد راز
    حالا هم بیرون افتاد تمام رازهای نهفته و دیدین که چه آشوبی به پا کرد بیایم قبول کنیم که در صحنه سیاست بهتره خیلی چیزها در خفا بمونه!
    ضمنا قطعا که دیگه با اوضاع پیش اومده آقای موسوی نمی تونه به عنوان رئیس جمهور این خاک عملکردی داشته باشه چون رهبر بسیار شفاف حرفشون رو زدن.
    الان هممون تحت تاثیر عواطفمون هستیم...من هم گریه می کنم..می هم داد می زنم من هم حالم بده من هم عصبانیم و تمام این روزها ف

    ReplyDelete
  7. حذفام نصفه  ثبت شد دیگه هم حوصله ندارم تکرار کنم

    ReplyDelete
  8. آقای دیوانهJune 21, 2009 at 1:43 AM

    http://www.2shared.com/file/6389219/e0972173/video.html

    وحشتناک و دردآورده اگر دلشو ندارید نبینید...
    با دژخیمان اگر شکنجه...اگر بند است و شلاق و خنجر...
    اینک سرود آزادی...

    ReplyDelete
  9. حالا ما تو این موقعیت کم حالمون گرفتست,‌شما هم داغ دل ما رو تازه کن هی!

    ReplyDelete
  10. الن وقت از خرخره جویدن یا انگ ترسویی زدن نیست.ما حق داریم فکر کنیم یه جاییی دیگه منطق جواب نمیده.حق داریم به همون تاریخی که میگی استناد کنیم و بگیم یه جایی فریاد و خون و داغ باید باشه که جلوی ظلم رو بگیره.تو هم حق داری که اینو نپذیری.مهم اینه که همه با هم باشیم.حتی تو این بحث ها هم هم دیگرو تنها نذاریم و   انگ نزنیم به همدیگه.چه دیر چه زود اساس ظلم برچیده میشه.این وعده خداست.اما همون خدا هم گفته نشون بدین که میخواین.کافیه هر کی با هر روشی که بلده فریاد بزنه.ما همه با همیم.همه طعم تلخ ظلم رو چشیدیم.خواهش میکنم با هم بمونین بچه ها.

    ReplyDelete
  11. امیراحمدJune 21, 2009 at 3:56 AM

    دادا من هیچی نمیگم. داغونم دادا. عکسا و فیلما رو دیدم و دارم دیوانه میشم. خل شدم بس که از خودم پرسیدم به چه گناهی... هر کی هر چی دلش میخواد بگه. انگ زدن کار آدمای شرافتمند نیست. دل که دل نیس. خون شد بس که دیدیم و دم نزدیم. گور بابای این مملکت. وطن آدم اونجاس که واسه نفس کشیدن جوونیتو ازت نگیرنف خونت رو نریزن. این خراب شده وطن من نیس. گور باباش. از امروز با هر کی حرف بزنم آرومش می کنم که برگرده خونش. که فراموش کنه خواهرا و برادراشو تو خیابون دریدن. وطن اونجاس که آزادی و آرامش هست

    ReplyDelete
  12. امیر نگاه اون دختر نازنینی که دیروز جلوی چشای باباش پرپر شد داره لهم می کنه...

    دارم داغون میشم...

    یه چیزی بنویس....

    ReplyDelete
  13. دیگه بسه دیگه بسه خونریزی باید دنبال هماهنگ کردن واسه اعتصاب عمومی بود همه اش به خونواده هایی فکر میکنم که تو این یه هفته عزادار شدن

    ReplyDelete
  14. تلخی هایی که ناگهان آدم را می بلعند ...
    ناگهان .

    ReplyDelete
  15. تلخی هایی که ناگهان آدم را می بلعند ...
    ناگهان .

    ReplyDelete
  16. امروز روز خون بود و خون و خون...دختری که از دهانش خون بیرون میریخت و انالله و انا الیه راجعون...خدایا کمکون کن.

    ReplyDelete
  17. سلام...
    واقعا برای همتون متاسفم..
    یه چاهیو خودتون کندید خودتونم افتادین توش...
    انقدر موسوی موسوی میکنین و
    کجا بودین وقتی که خامنه ای (وقتی که رئیس جمهور بود ) به موسوی اختار داد که یا استفا بده یا افرادی اوردی تو کابینه اخراج کن..
    نمیدونین هیچی نمیدونین....
    اگه موسوی درست حسابی بود اون همه اشغالو دوروبرش جمع نمیکرد...اون روز هم نماز جمعه مییومد..
    به جای کشتن یه عده ادم بی گناه خودش میرفت جلو حقشو میگرفت.
    منم یه جوونم بچه تهرون و شاهد همه چیم هستم اما فرقم با شماها اینه که بر اساس منطق رای دادم ونه چیز دیگه...
    با همین نوشته هاتون که جوونا رو تحریک میکنین تا اونام به خیابونا بیان و بعدش ....................................
    اخه انسانیتتون کجا رفته...
    شماها ارزش اینو ندارین که یکی بیاد صادقانه به کشورتون کمک کنه..
    مهردوخت خانم حالا اولشه...کجارو دیدی....

    ReplyDelete
  18. moteasefam...ma darim to khiabona kotak mikhorim ,khon midim,alan vaghte kotah omadan nist...alan na....age hame bekhan mosalemat amiz barkhord konan taklife in khonayi ke rikhte shod chi mishe?nazarim khone hamvatanamon paymal beshe,man bahat movafegh nistam amir,manam az onaei nistam ke to khone paye koler basham,har roz daram kotak mikhoram,ama vaymisam,vaysin...alan vaghtesh nist....

    ReplyDelete
  19. سر خوردگی بعد از این جریان برام غیر قابل تصور ه ......خدایا .......دیگه نفسم بالا نمیاد ... این دیگه چه سیاه بختیه که نصیب ما شده ..........

    ReplyDelete