Friday, August 14, 2009

شباهنگ-8

زنی را می خواهم


که مانند درخت باشد


با برگهای سبزی که در باد می رقصند


آغوشش


چون شاخه های درخت باز باشد


و خنده اش


از تاریکی های زمین الهام گرفته


در سر انگشتهایش پراکنده شود


زنی می خواهم چون درخت


که هر طلوع و غروب


از افقی به افقی بگریزد


در حالی که از اسارت خود در خاک گریه می کند


 


بیژن جلالی

9 comments:

  1. ب مثل بهارAugust 14, 2009 at 2:48 AM

    چه زیبا ! چه پرمغز !چه دور !

    ReplyDelete
  2. اگر ببینی و با او باشی قول میدی مثل خودش باهاش رفتار کنی و قول میدی برات با او بودن یه عادت نشه؟؟

    ReplyDelete
  3. حس میکنم زنم و درخت!!

    ReplyDelete
  4. آقای دیوانهAugust 14, 2009 at 5:43 PM

    در راستای خدمات روز افرزون دولت خدمت گذار و مبارزه با تجمل و سرمایه داری و .... قیمت آرد نان تجملی( فانتزی سابق) از 2000 تومان به 16000 تومان افزایش یافت.
    و من الله توفیق

    ReplyDelete
  5. خیلی حس خوبی بهم داد!

    ReplyDelete
  6. زنی به این وسعت حتمن زن شعرهاست. یا نه ! شایدم یک مرد عاشق زنی ساده و آسان رو اینگونه دیده و نقاشی کرده ! کسی چه می‌دونه..

    ReplyDelete
  7. آقای جلالی خواب دیده خیر باشه

    ReplyDelete
  8. الهام داشتش.,

    ReplyDelete