دود مي شوم/دودم مي كند اين آتش/نيست مي شوم...بخند؛ كار تو در اين دنيا خنديدن/حرف بزن ؛ كار تو در اين دنيا حرف زدن/كار تو در اين دنيا بودن، زيبا بودن است/كار من حالا دود شدن /آه كشيدن/كار من حالا : خدا خدا گفتن...دوستت دارم و جرم اين است/مي خواهم ات و جرم اين است/پسر بچه اي عاشق تو شده است و جرم اين است(اميررضا آهويی)
خنده هایت جایی گم شده و من با خودم فکر میکنم دنیا چه جای غمگینی است وقتی طنین خنده ات درش نمی پیچد.شادیت کجا گم شده بانوی من؟
بخند/و خنده ي تو در من مي نشيند/حرف بزن/و فرشته ها بال بال مي زنند/برقص/تا پروانه ها جيغ بزنند/و آتش به جان پسركي بيفتد/كه پشته پشته مي خواهد آتش زندگي ات باشد(اميررضا آهويی)
حقيقت تلخ است:عشق ما تنهاست!انگار فقط تو من در ميابيمش و شايد اصلا خاصيت عشق همين باشد.برای دوباره خنديدنت-جوری که بشود لبخند را در چشمانت هم ديد- جهان را آتش ميزنم تا گرم شوی،زورم به جهان هم نرسيد، نترس بانو،خودم را میسوزانم برایت
پی نوشت۱:آمده بودم از گنجی بگم و از اعتصاب غذا و از...اما ته تهش دنيا چه ارزشی داره وقتی تو غمگينی؟
پی نوشت۲:اصل شعر اميررضا رو بخونين.شاهکاره،انگار که با کلمات آتيش بازی کرده.دنيا قطعا جای بهتريه برای زندگی وقتی امير رضا عاشقه!