Friday, January 8, 2010

سیب شده‌ام

دستی از من


در آغوش آب


دستی، دور گردن باران است


از شاخه ی آویخته ی دل من


سیب شده است


برگیاهی که نیست درخت سیب


رگ های من


طناب و تور شده به خاطر یک ماهی


و نگاهم


در چشم اسفندیاران است


کشانده مرا اندوه تا خیس


آن چنان خیس که در آغوش بارانم و دریا در بازوان من است


که رگ هایم


تور و طناب صید ماه


از دریاچه های بی ماهی


که چشم هایم مرا نمی نگرد


آن چنان سیب شده ام


که به دندانش گرفته حوایی مرا


از دل


 


بیژن نجدی- خواهران این تابستان

17 comments:

  1. سر صبحي سر حال اومدم.بكر بود.

    ReplyDelete
  2. این دو روزه کلاس دکتر سرگل زایی(خودشناسی یونگ) بودم که در انجمن هیپنوتیزم برگزار می شه. نمی دونی چقدر خوب بود خصوصا که خانم و اقایون دکتر شاگرد در کلاس دست آخر به من می گفتن خانوم دکتر! آی حال داشت این مانور با آرک تایپها روی تفسیر تستها که نگو. تازشم شخصیت دکتر خیلی جالب . شجاع و دوست داشتنی بود.

    ReplyDelete
  3. نوشته ام آرمیده اند . بخوانی خوشحالم می کنی

    ReplyDelete
  4. زادروزت خجسته امیر حسین. سال هایی به از آن چه گذشته برایت آرزو می کنم, شیرین مثل عسل!

    ReplyDelete
  5. تو بگو چه کنم با درد حکم اعدام حق..اعدام برادران و خواهرانمان...به حکم محاربه با خدا...

    ReplyDelete
  6. سیب شدن چه ربطی به تولد داره؟
    به هر حال اگه تولدته پس مبارکه ایشالله.
    با مهر

    ReplyDelete
  7. shirin hekayate gharibist sib az ruzi ke dar dastane adam ruyido "avard be in deire kharab abadam" ta sibe sorkhe khorshide sohrab baraye sabadhaye porkhab ta sibe dandazadeye hamide mosadegh & ..hekayat hamchenan baghist....!!!!i

    ReplyDelete
  8. تولدت مبارک امیرحسین.

    ReplyDelete
  9. تولدت مبارک...

    ReplyDelete
  10. اگر دستی بر آب و دستی بر باران بود دلت آبی می شد

    ReplyDelete
  11. آخه آدم روز تولدش کامنت دونیشو می بنده؟ نه آخه درسته اینکار؟ نه! می خوام ببینم ...

    ReplyDelete
  12. http://zolaleen.persianblog.ir/1388/10/

    ReplyDelete
  13. حیف که کامنت دونیت بستس!
    وگرنه می گفتیم تولدت مبارک!!!!

    ReplyDelete
  14. ممنون از سهیم کردن ما در اینهمه زیبایی
    تولدت مبارک
    و
    چقدر پست بعدی را میفهمم و چقدر داستان این روزهای من است، اما راستش دوست داشتن دیگری برای خودش رابا تمام وجود میخواهم که تجربه کنم و بشناسم، اما بقول تو انگار تصمیم گرفتنی در کار نیست و تجربه است و تجربه که شاید روزی و لحظه ای ما را به آن نقطه برساند....
    پست بعد پست من بود، ممنون

    ReplyDelete
  15. ببخش که دیر شد. تولدت مبارک امید که سالهای سال با دل خوش زندگی کنی

    ReplyDelete
  16. سارا سراییJanuary 10, 2010 at 1:27 AM

    شرقاشرق شادیانه به اوج آسمان
    شب‌نم خستگی بر پیشانی مادر و
    کاکل پریشان آدمی
    در نقطه‌ی خجسته‌ی میلادش"
    ا.بامداد

    جشن تولد،حس زیبای پروانه‌ای‌ست که هرسال خاطره‌ی روزی را جشن می‌گیرد که از پیله بیرون زده است چرا که جهان چه زیبا و چه زشت انتظار حضور او را می‌کشید تا تعادلش حفظ شود.تکه‌ای دیگر از پازل پیچیده‌اش پیدا شود و به جشن بنشیند.یک سال بزرگ‌تر شدی 365روز تجربه‌ی تازه و دریافت‌های نو... سیب شدنت مبارک قدکشیدنت مبارک تولدت مبارک

    ReplyDelete