Saturday, January 23, 2010

از زمختی کلمات

 به تو فکر می‌کنم، حسرتی می‌پیچد در جانم: کاش شاعر بودم.

5 comments:

  1. نی نی ساکتهJanuary 23, 2010 at 12:54 PM

    عجب !!!

    ReplyDelete
  2. دارم به تو فکر می‌کنم...  گاهی می شود قسمت کرد هرچند ناچیز و اندک...

    ReplyDelete
  3. تو مسیر درست شاعر شدن تدریجی هستی... فکر کن!

    ReplyDelete
  4. بی هنگام
    پنجره را باز می کند
                           باد
    عطر تو را می نوازد

    سر انگشتانم گِزگِز می کنند
    لبهای پوسیده ی نبوسیده ، تکان می خورند
    چشمان خاکی ام خیس می شوند
    چشمان خیسم می خندند

    به تو فکر می کنم و زنده می شوم
    می لرزم ، گُر می گیرم

    درمانده می شوم
    درمانده می شوم
    درمانده می شوم

    و بعد دوباره زنده به گور

    ReplyDelete
  5. از آن جنس حرف ها زدید که باید پیام هاش غیر فعال باشد..

    ReplyDelete