Friday, May 29, 2009

درس های تلخ زاهدان

انفجار زاهدان شاید یادمان بیاندازد که کجا زندگی می کنیم و تبعات فقدان یک حکومت مرکزی مقتدر چه به روزمان می تواند بیاورد.انفجار زاهدان شاید متقاعدمان کند ایران در محاصره آتش ناامنی است:از عراق تا افغانستان ما در محاصره بحران هایی هستیم که به سهولت می توانند مثل گردابی ما را ببلعند و فرو ببرند.آن خون پاشیده به در و دیوار مسجد امیرالمومنین شاید قانع مان سازد هیولاهایی مثل جندالله و پژاک تجزیه طلبانه علیه وحدت ملی ما مشغول جنگ مسلحانه اند.شاید یادمان بیاندازد آن حضرات صدای آمریکا، آن شازده نوریزاده، این هیولا،عبدالمالک ریگی، را داشتند به جای قهرمان به خوردمان می دادند.که حواسمان باشد آن کراوات زده های واشنگتن نشین دوستان ما نیستند که دل نبندیم به فتواهای مزخرفشان در باب تحریم و طرد تلاش برای بهبود بخشیدن به اوضاعمان...


انفجار زاهدان،خون بیست و یک نفر هموطن، شاید قانع مان کند باید برای حفظ امنیت امروز مان بیشتر تلاش کنیم،کمتر ناامید شویم و ایمان بیاوریم که در این منطقه بحرانی که ما هستیم جز برداشتن گام های کوچک مداوم هیچ راه مسالمت آمیزی برای تغییر و نیل به دموکراسی نیست...ایمان بیاوریم به خودمان،به ملتی که ماییم

9 comments:

  1. آرمان آریاییMay 29, 2009 at 1:42 PM

    من همیشه این سوال را مطرح میکنم: ایران یکپارچه ولایت فقیه بهتر است یا کشورهای الاحواز جمهوری بلوچستان جمهوری آذربایجان و کردستان با حکومت هایی به غایت دموکراتیک؟...به امید فردای روشن،‌ برای من تو و تمام مردم دنیا

    ReplyDelete
  2. حرفت حقه رفیق. ولی گوش شنوا راحت پیدا نمی شه تو این زمونه. وای اگه 23 خرداد احمدی نژاد رئیس جمهور شد و برادرامون جشن پیروزی راه انداختن... زیاد دور از ذهن نیست این کابوس.

    ReplyDelete
  3. برداشتت کاملن اشتباهه با عرض معذرت... فاجعه زاهدان به دلیل نبود یک حکومت مرکزی مقتدر که قادر به سرکوب مردم باشه نیست... این حکومت تا جایی که تونسته اقوام رو سرکوب کرده و میکنه و جایی که به مصلحتش باشه کنار میکشه...نمونه ش پژاکی که خودت گفتی... باید اینجا میبودی تا ببینی که حکومت توی برخورد با تروریستهای پژاک سهل انگاری عامدانه میکنه. و من دلیلش رو تقابل اون با آذربایجان میدونم... حساب مردم را باید از تروریستها جدا کرد و به ستری اندیشید که این تروریستها تونستند توش رشد کنند...جندالله تونسته محبوبیت زیادی رو بین مردم بلوچستان به دست بیاره با وجود جنایتهایی که مرتکب میشه... و این مهمترین دلیلیش نه نبود حکومت مرکزی مقتدر که مشارکت ندادن مردم بومی منطقه توی حکومت و نقش نداشتن اونها توی اداره منطقه شونه...چشمها را باید شست جور دیگر باید دید...تا کی میخواهیم بشینیم تهران و از وطن بگیم و خاکی که مردمانش از مرکز ناراضی اند؟ حفظ جغرافیای سیاسی یک منطقه به قیمت زیرپا گذاشتن ابتدایی ترین حقوق مردم نه صحیحه نه اخلاقی.

    ReplyDelete
  4. جناب آرمان خان آریایی شما همیشه دنیا رو اینطور دو قطبی می بینید؟

    ReplyDelete
  5. ارباب بنده منظورتون رو از این پست متوجه نشدم... اگه اشتباه شما از ضرورت داشتن یک حکومت مرکزی حرف می زنید.. مثل حکومتی که الان بر سر کاره .. اونوقت من نمی فهمم اگه حکومت مقتدر مرکزی ای داریم چرا اتفاقی شبیه آنچه در زاهدان اتفاق افتاد باید حادث بشه؟ بعد نقش همین حکومت مرکزی در شکل گیری این فرقه ها رو چطور ارزیابی می کنید؟ بدیهیه که افراط گرایی ای که با افراط گرایی پاسخ داده میشه...

    ReplyDelete
  6. چی بگم... انگار داریم این ناامنی رو هر روز بیشتر تجربه میکنیم... دلم واسه خو دمون میسوزه بخدا

    ReplyDelete
  7. محمدزمانMay 29, 2009 at 6:21 PM

    داداش همه چیز رو که قاطی کردی. بی ادبانه و با پررویی تمام میگم مغلطه کردی! این که شازده های اون وری نسخه های مسخره می پیچن، شکی نیست. (از خلاف آمد عادت این که نوریزاده طرفدار کروبیه!) ولی همه ی تحریمی ها هم که بیراه نمی گن.
    داداش من، نفس حضور در انتخابات، آن هم در چنین معجونی، که راه  به دموکراسی نمی بره! اگه فشارها در کنار ترس از عدم شرکت مردم در انتخابات پیش رو نبود، که همین چارتا شعار خوش آب و رنگ هم از زبان کاندیداها بیرون نمی آمد.
    بالاخره این که به نظرت فقط مقاومت های دموکراتیک روشنفکرا باعث شده که این دوره کاندیداها، شعارهایی راجع به حقوق اقوام بدهند یا مقاومت های دیگر هم موثر بوده؟
    در نهایت این که، عملکرد یک تروریست متحجری چون ریگی، دلیلی بر تطهیر و تجویز سنترالیزم، آن هم از نوع شرقی اش نیست! هیچ گاه اقوام ایرانی در طول تاریخ به اندازه ی این 80-90 ساله ی اخیر در خفقان و ترس از محوشدگی نبودند. اگه بد میگم، بزن تو گوشم! در هر صورت ما دوست داریم.

    ReplyDelete
  8. 1- علی الحساب کراوات زده های واشنگتن طرفدار تحریم نیستند که - بابا جان تو که می خوای اظهار نظر کنی لااقل یه کمی بیشتر به این رسانه های استکباری نگاه کن
    2- امیدوار بودم که تصور شخصی چون تو دیگر از امنیت و دولت مقتدر کمی عمیقتر باشد . شاید هم هست ولی قصد داشتی کمکی سیاسی عمل کنی ( شعار بدهی ) ولی دوستانه بگویم که آبکی بود تا حدودی

    ReplyDelete
  9. دلمان شاه عباس صفوی خواست ییهو داداش جان.,

    ReplyDelete