Monday, May 4, 2009

با ریشه چه کنیم؟

از ناامیدی ننویسید،از رفتن نگویید.ریشه ها،ریشه هایمان را چه کنیم؟برویم که چه بشود؟آزاد باشیم تا بگوییم و بنویسیم؟بخاطر خدا کسی برایم بگوید دور از سرزمین مادری از چه بگوییم؟از چه بنویسیم؟


می فهمم که ما اینجا گرفتار شده ایم،می فهمم که ما روی هملت را سفید کرده ایم از فرط دودلی میان ماندن و رفتن،می دانم که روزهایی مثل امروز رفتن، نه انتخاب که ناگزیر است .اما با همه اینها من دلم رضا نمی دهد به رفتن،تصور این که فکر کنم توانستند مرا از خانه ام بیرون کنند،آواره و سرگردان؛دق کشم می کند.اگر قرار است دق کنم چرا در خانه نباشم؟چرا همین جا در ایران نمانم؟


من،ما اینجا ریشه در خاکیم.این خاک حق ماست و ماندن جنون متبرکمان،خسته می کنند خودشان را که برای تاراندن مان دست به هر کاری می زنند...آخرین دقایق پیش از سپیده دم تاریک ترین لحظات شب است و من به سحر، به صبح ایمان دارم.ریشه هایم،ریشه هایمان از همین امید سیراب می شود در دل خاک مادر...محض دل مادر،محض خاطر ایران از رفتن،از ناامیدی نگویید!

14 comments:

  1. محمد جواد شکریMay 4, 2009 at 3:59 PM

    ناامیدی خیلی بده؛ بابا هنوز خیلی اوضاع بد نشده؛ ما می تونیم بسازیمش

    ReplyDelete
  2. دل قوی دار سحر نزدیک است....
    هر چیزی رو هرقدرم بد باشه/میشه دوباره ساخت!

    ReplyDelete
  3. تکلیف اونهایی که رفتن چی میشه پس.... دلم گرفت ارباب.... دلم بد جوری گرفت...

    ReplyDelete
  4. اندکی(؟)   صبر سحر نزدیک(؟)   است...

    ReplyDelete
  5. آخه جناب امیرحسین
    ریشه در خاک دار من عاشق ایرانم ولی مگه چند بار زندگی می کنی که بمونی و بسازی ؟؟؟ برای چی؟ برای ریشه؟ این ریشه رو شاید تو نه ولی بچه های ما میکنند . دلم گرفت خیلی ایران رو دوست داشتم ولی نمیشه ساخت نمیشه ولی ای کاش منم امید شما رو داشتم دوستان

    ReplyDelete
  6. دوست داشتم این پستت رو... همه چی رو خوب گفتی
    چیزی که این روزا حالمو بیشتر بهم می زنه کسایی هستن که رفتن اونور و تنها کسایی هستند که  ماجراها و اوضاع مضحک اینجا رو واسه خودشون تو فیس بوک و اینور اونور لینک می کنن و باهاش تفریح می کنن،  از طرفی اداعای میهن دوستی هم می کنن...
    این داستانا از دور خوش و مضحکه، تو اینجا درد داره...
    بشر انتخاب میکنه که کوچ کنه... ذاتن مهاجر نیست

    ReplyDelete
  7. وقتی هیچ تعلقی نداری ..بدون ریشه..موندن و رفتن هیچ فرقی نمی کنه!
    امیر حسین چند بار زندگی می کنیم که این یه باروش و بخوایم همه اش بجنگیم؟پس کی زندگی کنیم؟؟؟

    ReplyDelete
  8. همیشه گفتم اینا این کارها را می کنن تا من وتو را از ایرانمون فراری بدن بعد تو این سرزمین هرکاری دوست دارن بکنن. اما من می مونم و اونجور که دوست دارم زندگی میکنم و این عین مبارزه اس در این شرایط و حالا چقدر قشنگ حرف دلمو زدی. بزار اونا که فقط می خوان زندگی کنن و خوش بگذرونن برن ایرانم من رهات نمی کنم خیالت راحت من تا آخرش باهاتم

    ReplyDelete
  9. ايران اي مرز پر گوهر   خاكت سرچشمه ي هنر
    منم با موندن موافقم،هيچ جا خونه ي آدم نميشه،مي مونم و مي سازم و همين ساختن و تلاش كردنه كه بهش ميگن زندگي!

    ReplyDelete
  10. موندن به چه قیمتی؟ چیزی نمونده که حتی بخوای نگران از دست دادنش باشی...

    ReplyDelete
  11. رفتن همیشه پر غمه,.

    ReplyDelete
  12. اینم هست...

    ReplyDelete
  13. اگر مجری و پول کافی داری هرچه زودتر از آنجا کنده شوی به نفعت است .فقط و فقط آمریکا. البته با ذکر دو مطلب مهم تجردو پول

    ReplyDelete
  14. چرا من به هر چی که فک می کنم , روز بعد می بینم این جا یه عالمه در بارش نوشته شده؟!
    با فیلم ها و آهنگ ها هم ذات پنداری می کنیم! اما من با این وبلاگ همذات پنداری می کنم.با تک تک جملاتش.با تمام تلاش نویسنده اش برای درک اعماق زیرین وجودش, برای پذیرفتن خودش

    ReplyDelete