Thursday, October 15, 2009

هجرانی

تا برگردی و عشق قسمت کنی


انار دوشیزه به پاییز رسیده است


طلیعه ی نور


کامل ترین تولد روز است


تا برگردی و عشق را قسمت کنی


روشنایی باکره به ظلمت رسیده است


اما زنی تو، زن


که نه پاییز و نه ظلمت


جهان در تو و از تو زاده می شود، زاده می شود


تا من از فرصت پا در گریز حیات


تقسیم عشق را بیاموزم


تقسیم کلمات را در ترانه ای که تویی


و تو باشی در باد جامه دران


که مرا می شناسد باد


او خطبه خوان رسیدن است


مهر تو آب است...آب ای تو تمام تشنگی، آب


از بادیه ها که می گذری


جهان، نظرباز وزیدن من و تن من است


که من از آخرین غسل می


از مزار خویش باز می گردم


عاشقانه های ابونواس اهوازی- بازسرایی سید علی صالحی

3 comments:

  1. یه نسیم دیگهOctober 15, 2009 at 7:11 AM

    تکه های دل من را تو به چه میبندی؟

    ReplyDelete
  2. بعد از نمیدونم چند وقت اومدم نت دیدم همه یه جورایی پاییزی شدن .
    خیلی بکر بود

    ReplyDelete