Thursday, October 29, 2009

انبارو قرش بده، بگردونو فرش بده

کمتر چیزهایی هستند در جهان که من به اندازه انبار گردانی از آنها متنفر باشم. بله ما داریم میرویم انبار را بگردانیم. فی الواقع ذات ملوکانه مان ترجیح می دهد بار خاور پیاده کند اما انبار نگرداند. بار خاور تمثیل بود؟ نخیر بابا جان اینجا وقتی از گمرک جنس می آید همه ی شرکت حتی شخص مدیریت عامل بار خالی می کنند. حتی یکبار در خاطرمان هست صبح جلسه ی مهمی رفته بودیم یکی از شرکت های نفتی، مهم تا حد کت شلوار پوشیدن ها. بعد به خانم منشی مان توصیه کردیم خانم جان از فلان جا تماس گرفتند تو برایمان کلاس بگذار که مخ طرف زده شود. بعد این وسط خاور محترم رسید و ما مشغول خالی کردن شدیم. بعد خیس عرق، فعالیت که تمام شد، خانم منشی در کمال آرامش فرمود از شرکت نفت فلان زنگ زدند. عرض کردم شما چه گفتی؟ فرمودند گفتم فلانی داره بار خالی می کنه...یعنی من به وجد آمدم از این کلاسی که برایم گذاشته شده و کلن به به! جان؟ کجاییند؟ خانم منشی ما؟ نخیر حدستان غلط است. ایشان شیرازی بوده و به  صفات مثبتی  از قبیل  فراخیت قابل تحسین و دلخجستگی عمیق، مزین می باشند. حدستان غلط بود اما یادم آمد هفته پیش داشتم به یکی از اهالی خرم آباد کامپیوتر می فروختم. بعد این دستگاه در کابینت بزرگی باید نصب می شد بعد طرف داشت با من هماهنگ می کرد که ابعاد کابینت با دستگاه هماهنگ باشد. من هی تاکید می کردم عمقش باید هشتاد سانت باشد و ایشان شجاعانه می فرمود عمقش زیاده دو متره. بعد من توضیح می دادم اون ارتفاعه بابا جان عمق یه چیز دیگست و تفاهم حاصل نمی شد که نمی شد. آخرش مجبور شدم از دوست عزیزمان بخواهم برود جلوی کابینت بایستد ودستش را فرو کند، دقیقن فرو کند توی کابینت، تا در مورد مفهوم پیچیده ی عمق با هم به درک مشترکی نایل آییم. آمدیم و خرید و فروختیم اما من هنوز در عجبم که طرف فقط همان دستش را...الله و اکبر... حالا هر جایش، چه افاقه به حال من می کند که حالا باید بروم انبار را بگردانم.

7 comments:

  1. این کامنت صد درصد بی ربط است و از سر فضولی نگاشته شده:
    امیرحسین می شه لطفن قالب بلاگت رو عوض کنی تو رو سر جدت؟؟

    ReplyDelete
  2. به ناژو: نه...من دوسش دارم خوب

    ReplyDelete
  3. دلم زود به زود تنگ میشه واسه اینجور حرفات!
    پس زنده باد انبار و ...!
    قالب سایتت رو هم عوض کن.حق دارن ملت خوب...

    ReplyDelete
  4. روزگاری دارید شما هم جناب امیر حسین ها!

    ReplyDelete
  5. عاطفه(احلام)October 29, 2009 at 8:41 AM

    انبارگردانی سالی یه باره و فکر می کردم فقط محض به دست آوردن حق ماموریت بیشتر هی انبارگردانی می ذارن پس شما هم؟ آی منم بدم می اد...ولی نمی فهمم انباردار و حسابدار معمولا درگیر انبارگردانی اند. تو اونجا چی کار می کنی؟

    ReplyDelete
  6. امیر وقتی رگ طنزت گل میکنه محشر میشی من مردم الان از خنده....روحت شاد روحت واقعا شاد...

    ReplyDelete
  7. این پست آکنده از بی ناموسی بود! از خانم منشی تان تا خریدار لرتان دور از جووون شما همه بی ناموسی بودن!
    عمق بهتر است یا ارتفاع؟!
    ما هم بی ناموس شدیم رفتیم پی کارمان!
    سلام

    ReplyDelete